پارت شصت و سوم :


- این حرومزاده!
سرباز جوخه صدی‌ای که مثلا قرار بود حواسش به ایلیا باشه، با هول و کلافگی خودش رو به سمت ایلیا پرت کرد و از شدت حرص یکی محکم پشت گردن ایلیا کوبید.
لعنتی صدای چلپسش گردن من‌و هم به درد آورد. فکر نکنم ایلیا اون قدرها قوی باشه که دردش رو حس نکنه ولی لامصب فکر کنم جدی جدی بدنش نسبت به درد سُر شده؛ فقط تکون ریزی به گردنش داد و با لبخند دیوثی به سرباز نگاه کرد.
ناباور و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • من کیم؟

    0

    اندرس به طرز وحشتناکی قراره بمیره اینو باتمام وجودم حس میکنم وچه حیف ک بچشو نمیبینه:)

    ۱ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بسم الله😭🤣

    ۱ ماه پیش
  • من کیم؟

    0

    زنده میمونه؟ اخه ازتوبعیده حمیدهه عجیب شدیا نه تنها نمیکشی اونایم که کشتی داری زنده میکنی

    ۱ ماه پیش
  • غزل

    1

    از همه شون به طرز عجیبی متنفرم😒

    ۱ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    10

    از اونجایی که نویسنده حمیده ست ، احتمال اینکه مادر مقدس یهو ظاهر بشه و همزمان با دست زدن بگه(آفرین فرزندانم ، دو دستی ری*دین تو کل اعتبارم)هم وجود داره😗🎀

    ۲ ماه پیش
  • Maedeh

    0

    فکر کنید زاویر و ایلیا برادر باشن. ما چیزی از فامیلی و خانواده زاویر نمیدونیم نه؟ چی میشه اگه زاویر و ایلیا برادر باشن و پادشاه شاران تصمیم میگیره برادر بزرگ ترو توی ارتش اسیر کنه و بردار کوچک ترو بکشه تا خیانت کار نشن و به شاران پشت نکنن؟

    ۲ ماه پیش
  • Maedeh

    1

    شیث همسر عزیزم این چه حرفای ناپسندی بود؟ الهی هاووک کله حکیمی رو برات قربونی کنم که خاصیت مهتابی از اون مردک کله تاس ایکبیری بیشتره الهی زاویه نواد درجه بیریخت فدای ریختت بشه این کارای زشت چیه میکنی شوهرم

    ۲ ماه پیش
  • Zeynab

    10

    نی نی ایوانف😂😂🐣🐣

    ۳ ماه پیش
  • فن آرین ایلیا شیثثث

    2

    من مردم واسه این جمله🤣

    ۲ ماه پیش
  • Medusa

    6

    متاسفم هانا من از شاران بدم نمیاد چون تموم کراش هام شارانی ان ( شیییییث😭)

    ۳ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    دراکو و هارپی👺

    ۳ ماه پیش
  • متین

    2

    حمیده بابت خلق هارپی و دارکو ممنونتم🛐 اول دل خوشی نداشتم ازشون😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • بلوندی

    6

    حالا فهمیدم چرا ایلیا از ارتش نمیترسه . چون همین الانش هم به قدری پیششون سیاهه که میخوان اعدامش کنن اونم فقط به خاطر مامان و باباش ، بالاتر از سیاهی رنگی نیست پس بدون ترس حرف هاش رو میزنه که لاقل به خاطر کارهای خودش اعدام بشه

    ۳ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    چه تحلیل باحالییی🛐

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    13

    وای خدایا هاووک من فقط موندم تو چی داشتی که کلیئو عاشقت شد؟!🙄 هیچ پوووووووخی نیستی با اون کله مهتابیت🫤🙄

    ۳ ماه پیش
  • Medusa

    14

    ایلیا هر دیالوگی که میگه، میگم خب این بدترینش بود یهو دیالوگ بعدی: زود کشیدم بیرون🌚

    ۳ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    😭🤣

    ۳ ماه پیش
  • Medusa

    15

    کل مردا و ارتش و نلین و شاران به یه ورم فقط میخوام بشینم تو کتابخونه ی آیدا کتاب بخونم و غذاهایی که دست پخت الی بخورم:)) بعدشم مثل هارپی بخوابم

    ۳ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بعدشم آرین نانازیت کنه

    ۳ ماه پیش
  • Medusa

    2

    بچه ها جدی انقدر به هاووک گفتم کچل خودم ریزش مو گرفتم:) حس میکنم کارماش منو گرفتههه خدایا غلط کردم دیگه نمیگم😭 ( کچل)

    ۳ ماه پیش
  • Medusa

    11

    واقعا کلئو حتی یه بارم از هاووک متنفر نشد؟ یا شیث از کلئو به خاطر انتخاب اون کله بادمجونی...همون کله کچلش برای نفرت کافیه

    ۳ ماه پیش
  • Medusa

    11

    ایلیا با همه دختراشون بوده عاشق اینم که به روی تک تکشون میاره🤣

    ۳ ماه پیش
  • Medusa

    8

    "درخشندگیش در کنار بقیه ی فرمانده ها مثل خورشید در کنار ستاره های کوچک آسمان بود" شیییییث🛐

    ۳ ماه پیش
کپی شد!