پارت هشتاد و ششم :

جوابی نمی‌دهم. باز اگر می‌نوشت: "منتظرتم" شاید توفیری داشت. اما... می‌دانم دنبال بهانه می‌گردم. امروز حوصله‌ وحید را ندارم. اینکه بخواهد با دست پس بزند و با پا پیش بکشد. اصلا برود به جهنم! نه... گناه دارد. دیگر آنقدرها هم که از او بدم نمی‌آید. یعنی اصلا بدم نمی‎‌آید.
با یک اه بلند به بحثی که میان سلول‌های سرم در گرفته پایان می‌‍دهم. هودی نازکی می‌پوشم و کلاهش را روی موهایم می‌کشم. به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ‌zahra

    1

    پارت جدید لطفا🥰😍من انقد این رمانو دوست دارم،روزی صدبار پارتاشو میخونم و چک میکنم

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰

    ۳ ماه پیش
  • م.ر

    0

    دیگه زده به سرش بزور میخواد وحید رام کنه😁😁😁

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😅😅😅

    ۳ ماه پیش
  • سام

    0

    مثل همیشه عالی بود. من هم این رمانومیخونم هم رمان ازعمق شب ولی تاپارت ۱۳۵خوندم قفل شد که رفته واسه چاپ دارم دیوانه میشم بخدا یعنی هیچ راهی نداره بشه ادامشوخوند؟

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    سلام. دوست عزیز. چون رمان رایگان بود متاسفانه نمیشه دوباره بازش کرد. ولی همین که تلگرام باز شه پارت‌ها رو میتونین اونجا بخونین.

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    1

    وای😂😂شیرین میگه دلداری کلامی نمیخواد😂😂😂 دختر بامزه😂 یا رومی رومی یا زنگی زنگی،یا با من وارد رابطه میشی یا خدافظ

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😅😅😅بچه‌م تکلیفش با خودش معلومه. وحید پا نمیده

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    1

    همش حسین حسین میکنه،چقدر سخته براش بگه خودم نگرانتم!

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    والا. 🙄🙄🙄

    ۳ ماه پیش
  • ...

    2

    وحید جان دلبندم کاش انقد خودتو جای حسین نذاری 🤦🏻 ♀️ اگه قرار نیس فرهاد شی انقد امید واهی نده به شیرین

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    یه پس گردنی لازم داره این پسر.

    ۳ ماه پیش
  • شبنم

    1

    خسته نباشید عالی بود چقدر عشق شیرین پاک وخالص وزیباست چراوحید نادطده اش میگیرداینهمه قشنگی رو زیر پا میذاره که چی بشه

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    وحید... 🙄

    ۳ ماه پیش
  • آنههه

    0

    قلب شکسته ی من، دیگر نمی خورد جوش/من باختم، تو بردی...یادت مرا فراموش!...

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢

    ۳ ماه پیش
کپی شد!