گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت هشتاد و ششم :
جوابی نمیدهم. باز اگر مینوشت: "منتظرتم" شاید توفیری داشت. اما... میدانم دنبال بهانه میگردم. امروز حوصله وحید را ندارم. اینکه بخواهد با دست پس بزند و با پا پیش بکشد. اصلا برود به جهنم! نه... گناه دارد. دیگر آنقدرها هم که از او بدم نمیآید. یعنی اصلا بدم نمیآید.
با یک اه بلند به بحثی که میان سلولهای سرم در گرفته پایان میدهم. هودی نازکی میپوشم و کلاهش را روی موهایم میکشم. به
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰🥰
۳ ماه پیشم.ر
0دیگه زده به سرش بزور میخواد وحید رام کنه😁😁😁
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😅😅😅
۳ ماه پیشسام
0مثل همیشه عالی بود. من هم این رمانومیخونم هم رمان ازعمق شب ولی تاپارت ۱۳۵خوندم قفل شد که رفته واسه چاپ دارم دیوانه میشم بخدا یعنی هیچ راهی نداره بشه ادامشوخوند؟
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام. دوست عزیز. چون رمان رایگان بود متاسفانه نمیشه دوباره بازش کرد. ولی همین که تلگرام باز شه پارتها رو میتونین اونجا بخونین.
۳ ماه پیشZahra
1وای😂😂شیرین میگه دلداری کلامی نمیخواد😂😂😂 دختر بامزه😂 یا رومی رومی یا زنگی زنگی،یا با من وارد رابطه میشی یا خدافظ
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😅😅😅بچهم تکلیفش با خودش معلومه. وحید پا نمیده
۳ ماه پیشZahra
1همش حسین حسین میکنه،چقدر سخته براش بگه خودم نگرانتم!
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
والا. 🙄🙄🙄
۳ ماه پیش...
2وحید جان دلبندم کاش انقد خودتو جای حسین نذاری 🤦🏻 ♀️ اگه قرار نیس فرهاد شی انقد امید واهی نده به شیرین
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
یه پس گردنی لازم داره این پسر.
۳ ماه پیششبنم
1خسته نباشید عالی بود چقدر عشق شیرین پاک وخالص وزیباست چراوحید نادطده اش میگیرداینهمه قشنگی رو زیر پا میذاره که چی بشه
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
وحید... 🙄
۳ ماه پیشآنههه
0قلب شکسته ی من، دیگر نمی خورد جوش/من باختم، تو بردی...یادت مرا فراموش!...
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

zahra
1پارت جدید لطفا🥰😍من انقد این رمانو دوست دارم،روزی صدبار پارتاشو میخونم و چک میکنم