پارت شانزده :

آیناز اخم کرد و با چشم‌های خواب‌آلود، نیم‌نگاهی بهم انداخت.
حتی پلک هم نزدم...فقط با همون لحن خشک و بی‌تفاوت همیشگی گفتم:
- هیس. چقدر صدات بلنده.
حالا دیگه کاملا بیدار شده بود. اخم رو صورتش عمیق‌تر شد. اولش خواست چیزی بگه، لب‌هاش رو کمی باز کرد ولی بعد انگار حساب کرد که ارزشش رو نداره و روش رو برگردوند و صاف روی صندلیش نشست.
توی کل پرواز اصلا دیگه هیچ صحبتی نکردیم و توی سکوت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Kimia

    2

    خیلی باحالهههههههههههههه

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣خیلی خیلی ممنون خسته نباشید

    ۵ ماه پیش
  • الینا

    4

    اره این دو تا رمان دخترای شجاع و قوی دارن

    ۵ ماه پیش
  • 𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪

    2

    آیناز چه حالی میکرد وقتی آرکا رو اینجوری حرصی کرد😂

    ۵ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    19

    وایییی فقط قیافه حرصیش معلوم نبود به بنده خدا چی گذشت🤣🤣🤣 آرکا جان این همه سال غرور داشتی آیناز تو یک ربع به باد داد😔🎀🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • الینا

    4

    تو بگو یه دقیقه

    ۵ ماه پیش
  • Sara

    8

    واقعاتصورارکاتوبخش زنونه خیلی خنده داره بیچاره ابهتش زیرسوال رفت😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    بچه آب شدددد😂

    ۵ ماه پیش
  • Sara

    1

    دقیقاهمینه😂🤝🏻

    ۵ ماه پیش
  • faezeh

    4

    آیدی روبیکارو میشه بدیدد؟

    ۵ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    arcana_novel

    ۵ ماه پیش
  • ☆Diana☆

    15

    شخصیت دختر داستان باید همیشه قوی باشه از رمانایی که شخصیت دخترشون خیلی نازک نارنجیه خوشم نمیاد.😐😐😐😐 به جرئت میتونم بگم بهترین رمانی که خوندم آرکانا هست البته دختری با چشمان سرخ هم خیلی دوست دارم💖💖💖

    ۵ ماه پیش
  • cliche

    0

    واه، آبکی ترین رمان دنیا رو دوست داری؟ دختری با چشمان سرخ، بدترین رمانیه که خوندم

    ۵ ماه پیش
  • ☆Diana☆

    0

    خیلی هم خوبه کجاش بده؟

    ۵ ماه پیش
  • اسرا

    0

    تخیلیه بسته به سلیقه است کسایی که بیشتر از این ژانر تخیلی خوششون میاد میتونن این رمان رو بخونن عاشقانه تخیلی هست و اصلا مافیایی نیست

    ۵ ماه پیش
  • اسرا

    2

    منظورم رمانه دختر با چشمان سرخه نع ارکانا

    ۵ ماه پیش
  • ویکی

    0

    وایی آیناز دهنتو جر خوردم از خنده 🤣

    ۵ ماه پیش
  • ☆Diana☆

    1

    عه منم خوندمش بهترین رمانی که خوندم دختری با چشمان سرخه

    ۵ ماه پیش
  • آرکانا

    11

    بعد رفت تو اون مغازه ایی که نباید میرفت، گفت چه اندازه میخام؟ خیلی برام سوار شده😂😂🗿

    ۵ ماه پیش
  • Hasti

    0

    کاش هر دو هفته یبار پارت هدیه بزاری

    ۵ ماه پیش
  • الهه

    8

    فکر کنم آرکا اون لحظه دلش می خواست خودکشی کنه

    ۵ ماه پیش
  • ☆Diana☆

    0

    تازه فهمیدی دانشمند🤓🤓🤓🤓🤓🤓

    ۵ ماه پیش
  • 🔪میشا

    3

    حالا همه مشتیری های فروشگاه فکر میکنن آرکا اونده برای زنش وسایل بگیره وای که چه زوجی بشن آیناز دلو داد رفت و با تغییر رنگ مو هاش ثابت کرد و سایفر هم با مراقبت هایی که از آیناز کرد ، مثل دستشو گذاشت تا سرش به میز نخوره یا دستش رو گذاشت رو دست آیناز تا احساس آرامش کنه

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️