پارت شصت و دوم :

توی چشماش دنبال نشونه می گشتم.
اون خشم اولیه، حالا به چیزی نرم‌ تر تبدیل شده بود.
مثل گرگی که برای اولین بار طعم نوازش رو میچشید، نمی دونست باید گاز بگیره یا لیس بزنه.
_اردوان
اسمش رو زمزمه وار به زبون آوردم.
انگار اسمش رو برای اولین بار صدا میزنم.
دستم از قفسه سینه‌ش بالا رفت تا به گونه‌ش رسید.
پوستش زیر انگشتام گرم و زبر بود.
_می‌ تونم این طوفان رو آروم کنم...ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    برفی رف عرر🥲

    ۱ هفته پیش
  • Hope

    0

    بهترین تاثیر گذاری رو روی خواننده داری یه کاری میکنی خواننده همونطور که میخوایی هم بخنده هم گریه کنه هم استرس داشته باشه عالی هستی عزیزم❤️🥹

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • پونه

    0

    حمایت های اردوان خیلی قشنگه خدایی

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • دلبر

    0

    بلع عجب😂 خوشمان امد با تشکر

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • لیانا

    0

    وای حرف های اردوان باورم نمیشه به خودت بیا مرد چته😂😂😂😂😂با یه بار کلیه ت منقرض نمیشه

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    الهیی دلم سوخت :) اردوان چه ازش حمایت میکنهه گودووو

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خیلی کنار هم خوجلن😍😁

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    0

    جدا؟ چرا انقدر قشنگ میتونی وحشت رو با آرامش قاطی کنی؟ این سبکککککککک نوین مخصوص خودتهههههه

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۴ ماه پیش
  • ستایش

    0

    کیانا راستشو بگو دوربینی چیزی کار گذاشتی دور و بر من؟😐😂 حساسیت دلوین رو خوراکی و غذا عین منه. شکمو. این به کنار. علاقش به غلات شکلاتی. واای😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    کم کم دارم میترسم نکنه دلوین تویی از دل رمانش بیرون اومدی😂😍

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    نمیدونم والا من خودم دارم نگران میشم کم کم خدا بخیر کنه😭😂😂

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    ولی خیلی خوبه ها😂😍البته یه تفاوت دارین دلوین بعضی وقتا جلو زبونشو میگیره اما تو معلومه خشنی😂😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    نمیدونم والا...تازه بماند یسری شباهتای دیگم هس بین من و دلوین که خوندم و برگام ریخت💀😂بخوام لیست شباهت درست کنم زیاده. حتی یسری چیزایی که فکرشو نمیکنی شبیه باشه به کسی زیر کامنت ها، شبیهه واقعا. حتی یسری اتفاقا. برگام ریخته من الان:))) من خشنم؟ یزید رو نگاه😂😂

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    نه خشن از اون بابت که میگفتی باید به مرد مخفی بگه کی زخمیش کرده که مردمخفی بکشتش و فلان😂😂یزید رو نگاه🤣🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    اونو برای خودش گفتم چون میدونم سکوت کردن چقدر اسیب زنندس یسری جاها. بعدشم این سکوت کنه ممکنه جون دو نفر سرش بره. ولی اگه بگه حداقل شاید فقط ینفر کشته شه💀😂

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اون که اره الان فایزه میگه فقط به کراش من کاری نداشته باشید صابرجونم سالم باشه بقیه به جهنم🙂🔪🤣

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره والا🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از دست شما ها😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    امشب ترسناک شدی ستایش😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    والا من خودم موندم سارا. دارم کم کم نگران میشم. این پارت اخر باعث شد شباهتاش + تموم شباهتایی که ازش گذشتم و گفتم نه بابا تصادفیه، بیاد جلو چشام همشون💀💀 عجبا. مگه میشه؟...خدا بخیر کنه😭😂

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    ستایش یه فکت بهت بگم یه بار رمان دختران ربوده شده رو میخوندم یه دختر داخل رمان بود خیلی سبیه هم بود اره دیگه نگم برات انواع و اقسام شکنجه روی اون دختر پیاده شد و حتی موش ازمایشگاهی یه پزشک شد🙂💔و پشیمون شدم از اینکه گفتم عه چه قدر شبیه منه😂😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    1

    ممنونم سارا که انقدر بهم دلگرمی میدی خیلی مفید بود فقط لطفا هیچوقت مشاور خانواده نشو😭😂🤍 زن حسابی من خودم دارم زمان حال دلوینو میبینممم بعد تو امیدمو میکنی تو دهن مورفی؟

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    با عرض پوزش🤣گفتم فقط بدونی یه تجربه بود همین😂😂🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سارا همیشه اینطوریه😂در اوج امید ناامیدت میکنه

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    با تشکر🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منم دارم نگران میشم😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    1

    دلوین تاحالا ظاهرشو توصیف نکرده مثل رنگ مو و چشم و پوست و...پس میتونیم امیدوار باشیم هرچند دیگه انقدر شخصیتی شبیه هس ظاهر مهم نیس ولی خب بازم ما خوش بینانه امیدواریم💀💀😂

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خب عکسش رو ببین چه ناز و گوگولیه همونه دیگه😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    انگار چشاش سبزه؟ نمیدونم. مهم اینه چشای من این رنگی نیست😭😂

    ۵ ماه پیش
  • فائزه

    0

    نه فکر نکنم سبز باشه

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قهوه ای عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • فائزه

    0

    احتمالا قهوه ای باشه

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه قشنگم سبز نیس

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره خوشبین باش🤭🤭😂😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    بیاین امیدوار باشیم همه ی اینا تصادفیه. اره. حتی یسری اتفاقات رمان که همخونی داره برای من💀[ستایش حینی که با شما چت میکند، با نگرانی در اطراف خود را می گردد بلکه نشانی ای از دوربین و شنود پیدا کند]

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    هروقت احساس خطر کردی ✨️ بفرست بفهمیم بیاییم کمکت😂😂😂تحت نظری

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    خیلی بدجنسی سارا الان تو باید میگفتی نه دوست عزیزم هیچی نیس😂

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نه دوست عزیزم هیچی نیست🤭🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شک نداشتم عین همون جمله رو بهش تحویل میدی😂

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بیا خیالت راحت شد دوست عزیز؟🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    تو فقط امیدواری بده سارا😔😂👍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا😂👌

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شک ندارم الان عین جمله خودتو بهت تحویل داده😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اذیتش نکن سارا😂

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    خوب بگرد همه جا رو😂🤭🤭شاید هم تو دلوینی و روی کره خاکی ستایشی

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    حنانه ی یزیددددد بس کن😭😂😂😂خدایا. یعنی چی رو کره خاکی ستایشم. از اولم ستایش بودم دیگهههه.[وی بیشتر نگران میشود و طنزش بیشتر بالا میزند]

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    وی بیاید بغلم ارومش کنم اول🫂بعد براش توضیح بدم تو زندگی قبلیش اسمش دلوین بوده😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    با پارتی که امشب کیانا گذاشت. من امیدوارم هیچوقت جای دلوین نباشم:)))💔 اها راستی یکیتون گف چشای دلوین قهوه ایه. نمیخوام بپذیرم. هر رنگی جز قهوه ای باشه فقط💀

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه قهوه ای🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    وی بیشتر نگران شد😂😂😂😂🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزمممممم🤭🤭🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم میبینی چه طوری قضاوتت میکنن هییییع خشن جان😂🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کجا بچم خشنه؟ دختر به این خوبی😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    والا بخدا. میبینی کیانا؟ من به این مظلومی😔😔😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🫂قدر نمیدونن😂🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ایشالله🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید🤭🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پیش میاد😉البته شاید هم دوربینی وسط باشه🤭

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    دستت درد نکنه😂😂اگه دوربین باشه حسابی از دستم میخندی پس دیگه. خوبه والا موجبات شادیت فراهم شده. به صورت رایگان داری سریال کمدی میبینی😔😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    والا ستایش من کامنت هایی دارم میخونم که فقط باید بخندم😂😂

    ۵ ماه پیش
  • لیلا

    2

    والله هر چی رمان خوندم همیشه برای اخراش یه فکر هایی میکردم ولی درباره این رمان هر چی به مخم فشار میارم نمی دونم چی میشه

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    والا کاملا حق داری اصلا قابل پیشبینی نیست

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • Mahi

    0

    باید جزرررررررششششش بدههههههه

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • Mahi

    0

    خدایی اردوان هم زبون دار شده🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭👌

    ۵ ماه پیش
  • Mahi

    0

    وای از دست دلوین *** شدم🤣

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • پای قصه های کیانا

    3

    ولی خب من منتظر یه حرکت دیگه بودم که یکهو با اون کلمه اردوان کل معادلات بهم ریخت🙂😂💔

    ۵ ماه پیش
  • نینا

    0

    اکثرا منتظر بودیم ولی اردوان زد تو برجکمون😂😐

    ۵ ماه پیش
  • پای قصه های کیانا

    0

    اره خدایی😂من چشام چهارتا شد گفتم عهههه بی لیاقت

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🤭

    ۵ ماه پیش
  • پای قصه های کیانا

    0

    خسته نباشی عشقم خیلی قشنگ مینویسی❤️✨️

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۵ ماه پیش
  • سودا

    0

    فکر نکنم اردوان برخورد فیزیکی با اون مرتیکه احمق داشته باشه اما به نظرم اون گربه رو ازش بگیر و بندازش بیرون از خونت😒خیلی بی شخصیته خب میدادی برای بار آخر بغلش میکرد

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️