پارت شصت و دوم :
توی چشماش دنبال نشونه می گشتم.
اون خشم اولیه، حالا به چیزی نرم تر تبدیل شده بود.
مثل گرگی که برای اولین بار طعم نوازش رو میچشید، نمی دونست باید گاز بگیره یا لیس بزنه.
_اردوان
اسمش رو زمزمه وار به زبون آوردم.
انگار اسمش رو برای اولین بار صدا میزنم.
دستم از قفسه سینهش بالا رفت تا به گونهش رسید.
پوستش زیر انگشتام گرم و زبر بود.
_می تونم این طوفان رو آروم کنم...ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Hope
0بهترین تاثیر گذاری رو روی خواننده داری یه کاری میکنی خواننده همونطور که میخوایی هم بخنده هم گریه کنه هم استرس داشته باشه عالی هستی عزیزم❤️🥹
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیشپونه
0حمایت های اردوان خیلی قشنگه خدایی
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشدلبر
0بلع عجب😂 خوشمان امد با تشکر
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیشلیانا
0وای حرف های اردوان باورم نمیشه به خودت بیا مرد چته😂😂😂😂😂با یه بار کلیه ت منقرض نمیشه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشدینا(زن رادان)
0الهیی دلم سوخت :) اردوان چه ازش حمایت میکنهه گودووو
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خیلی کنار هم خوجلن😍😁
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۳ ماه پیشمینا
0جدا؟ چرا انقدر قشنگ میتونی وحشت رو با آرامش قاطی کنی؟ این سبکککککککک نوین مخصوص خودتهههههه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۴ ماه پیشستایش
0کیانا راستشو بگو دوربینی چیزی کار گذاشتی دور و بر من؟😐😂 حساسیت دلوین رو خوراکی و غذا عین منه. شکمو. این به کنار. علاقش به غلات شکلاتی. واای😂😂😂
۵ ماه پیشحنانه
0کم کم دارم میترسم نکنه دلوین تویی از دل رمانش بیرون اومدی😂😍
۵ ماه پیشستایش
0نمیدونم والا من خودم دارم نگران میشم کم کم خدا بخیر کنه😭😂😂
۵ ماه پیشحنانه
0ولی خیلی خوبه ها😂😍البته یه تفاوت دارین دلوین بعضی وقتا جلو زبونشو میگیره اما تو معلومه خشنی😂😂
۵ ماه پیشستایش
0نمیدونم والا...تازه بماند یسری شباهتای دیگم هس بین من و دلوین که خوندم و برگام ریخت💀😂بخوام لیست شباهت درست کنم زیاده. حتی یسری چیزایی که فکرشو نمیکنی شبیه باشه به کسی زیر کامنت ها، شبیهه واقعا. حتی یسری اتفاقا. برگام ریخته من الان:))) من خشنم؟ یزید رو نگاه😂😂
۵ ماه پیشحنانه
0نه خشن از اون بابت که میگفتی باید به مرد مخفی بگه کی زخمیش کرده که مردمخفی بکشتش و فلان😂😂یزید رو نگاه🤣🤣🤣🤣
۵ ماه پیشستایش
0اونو برای خودش گفتم چون میدونم سکوت کردن چقدر اسیب زنندس یسری جاها. بعدشم این سکوت کنه ممکنه جون دو نفر سرش بره. ولی اگه بگه حداقل شاید فقط ینفر کشته شه💀😂
۵ ماه پیشحنانه
0اون که اره الان فایزه میگه فقط به کراش من کاری نداشته باشید صابرجونم سالم باشه بقیه به جهنم🙂🔪🤣
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره والا🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
از دست شما ها😂😂😂
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0امشب ترسناک شدی ستایش😂
۵ ماه پیشستایش
0والا من خودم موندم سارا. دارم کم کم نگران میشم. این پارت اخر باعث شد شباهتاش + تموم شباهتایی که ازش گذشتم و گفتم نه بابا تصادفیه، بیاد جلو چشام همشون💀💀 عجبا. مگه میشه؟...خدا بخیر کنه😭😂
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0ستایش یه فکت بهت بگم یه بار رمان دختران ربوده شده رو میخوندم یه دختر داخل رمان بود خیلی سبیه هم بود اره دیگه نگم برات انواع و اقسام شکنجه روی اون دختر پیاده شد و حتی موش ازمایشگاهی یه پزشک شد🙂💔و پشیمون شدم از اینکه گفتم عه چه قدر شبیه منه😂😂😂😂
۵ ماه پیشستایش
1ممنونم سارا که انقدر بهم دلگرمی میدی خیلی مفید بود فقط لطفا هیچوقت مشاور خانواده نشو😭😂🤍 زن حسابی من خودم دارم زمان حال دلوینو میبینممم بعد تو امیدمو میکنی تو دهن مورفی؟
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0با عرض پوزش🤣گفتم فقط بدونی یه تجربه بود همین😂😂🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سارا همیشه اینطوریه😂در اوج امید ناامیدت میکنه
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
با تشکر🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منم دارم نگران میشم😂
۵ ماه پیشستایش
1دلوین تاحالا ظاهرشو توصیف نکرده مثل رنگ مو و چشم و پوست و...پس میتونیم امیدوار باشیم هرچند دیگه انقدر شخصیتی شبیه هس ظاهر مهم نیس ولی خب بازم ما خوش بینانه امیدواریم💀💀😂
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خب عکسش رو ببین چه ناز و گوگولیه همونه دیگه😂
۵ ماه پیشستایش
0انگار چشاش سبزه؟ نمیدونم. مهم اینه چشای من این رنگی نیست😭😂
۵ ماه پیشفائزه
0نه فکر نکنم سبز باشه
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قهوه ای عزیزم
۵ ماه پیشفائزه
0احتمالا قهوه ای باشه
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه قشنگم سبز نیس
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره خوشبین باش🤭🤭😂😂😂😂
۵ ماه پیشستایش
0بیاین امیدوار باشیم همه ی اینا تصادفیه. اره. حتی یسری اتفاقات رمان که همخونی داره برای من💀[ستایش حینی که با شما چت میکند، با نگرانی در اطراف خود را می گردد بلکه نشانی ای از دوربین و شنود پیدا کند]
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0هروقت احساس خطر کردی ✨️ بفرست بفهمیم بیاییم کمکت😂😂😂تحت نظری
۵ ماه پیشستایش
0خیلی بدجنسی سارا الان تو باید میگفتی نه دوست عزیزم هیچی نیس😂
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0نه دوست عزیزم هیچی نیست🤭🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شک نداشتم عین همون جمله رو بهش تحویل میدی😂
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0بیا خیالت راحت شد دوست عزیز؟🤣🤣
۵ ماه پیشحنانه
0تو فقط امیدواری بده سارا😔😂👍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂👌
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شک ندارم الان عین جمله خودتو بهت تحویل داده😂
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اذیتش نکن سارا😂
۵ ماه پیشحنانه
0خوب بگرد همه جا رو😂🤭🤭شاید هم تو دلوینی و روی کره خاکی ستایشی
۵ ماه پیشستایش
0حنانه ی یزیددددد بس کن😭😂😂😂خدایا. یعنی چی رو کره خاکی ستایشم. از اولم ستایش بودم دیگهههه.[وی بیشتر نگران میشود و طنزش بیشتر بالا میزند]
۵ ماه پیشحنانه
0وی بیاید بغلم ارومش کنم اول🫂بعد براش توضیح بدم تو زندگی قبلیش اسمش دلوین بوده😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ ماه پیشستایش
0با پارتی که امشب کیانا گذاشت. من امیدوارم هیچوقت جای دلوین نباشم:)))💔 اها راستی یکیتون گف چشای دلوین قهوه ایه. نمیخوام بپذیرم. هر رنگی جز قهوه ای باشه فقط💀
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
متاسفانه قهوه ای🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
وی بیشتر نگران شد😂😂😂😂🤍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزمممممم🤭🤭🤍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم میبینی چه طوری قضاوتت میکنن هییییع خشن جان😂🤍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کجا بچم خشنه؟ دختر به این خوبی😂
۵ ماه پیشستایش
0والا بخدا. میبینی کیانا؟ من به این مظلومی😔😔😂
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🫂قدر نمیدونن😂🤍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ایشالله🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید🤭🤍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پیش میاد😉البته شاید هم دوربینی وسط باشه🤭
۵ ماه پیشستایش
0دستت درد نکنه😂😂اگه دوربین باشه حسابی از دستم میخندی پس دیگه. خوبه والا موجبات شادیت فراهم شده. به صورت رایگان داری سریال کمدی میبینی😔😂
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
والا ستایش من کامنت هایی دارم میخونم که فقط باید بخندم😂😂
۵ ماه پیشلیلا
2والله هر چی رمان خوندم همیشه برای اخراش یه فکر هایی میکردم ولی درباره این رمان هر چی به مخم فشار میارم نمی دونم چی میشه
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0والا کاملا حق داری اصلا قابل پیشبینی نیست
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۵ ماه پیشMahi
0باید جزرررررررششششش بدههههههه
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیشMahi
0خدایی اردوان هم زبون دار شده🤣🤣
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭👌
۵ ماه پیشMahi
0وای از دست دلوین *** شدم🤣
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیشپای قصه های کیانا
3ولی خب من منتظر یه حرکت دیگه بودم که یکهو با اون کلمه اردوان کل معادلات بهم ریخت🙂😂💔
۵ ماه پیشنینا
0اکثرا منتظر بودیم ولی اردوان زد تو برجکمون😂😐
۵ ماه پیشپای قصه های کیانا
0اره خدایی😂من چشام چهارتا شد گفتم عهههه بی لیاقت
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۵ ماه پیشپای قصه های کیانا
0خسته نباشی عشقم خیلی قشنگ مینویسی❤️✨️
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۵ ماه پیشسودا
0فکر نکنم اردوان برخورد فیزیکی با اون مرتیکه احمق داشته باشه اما به نظرم اون گربه رو ازش بگیر و بندازش بیرون از خونت😒خیلی بی شخصیته خب میدادی برای بار آخر بغلش میکرد
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0برفی رف عرر🥲