بازگشت دوباره به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت سی و یک :
سرانجام زمان موعود فرا رسید و ما معرفینامه ی خود را تقدیم دانشگاه علوم پزشکی کردیم. تا برای مدتی نامعلوم در دانشکده دندانپزشکی به طرح تحقیقاتی درباره تأثیر زیبایی بر سلامت روان بپردازیم؛ طرحی که در حقیقت، بهانه ی ما برای کنترل ماهان و تسلط بر شرایطی بود که توسط او به وجود آمده بود.
داشتم اشتباه میکردم؟!... یا درست میرفتم؟!... خودم هم دقیق نمیدانم!... اصلاً انگار هیچچیز، دق
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
nek
0قلم خوبی خانم محمدی دارید اما پارت گذاری نامنظمتون باعث شده به عنوان مخاطب، داستان در ذهنم به فراموشی سپرده بشه و احتمالامن تنهانیستم...
۶ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
سلام وقت بخیر.. دلیل این تأخیر کاملاً مشخصه!.. چون ناراحتم!.. ما از لحاظ روحی و انرژی باید وقت زیادی بذاریم تا یک پارت داستان، نوشته بشه و روی سایت برود و هر بار، صدها بازدید و حتی هزاران بازدید اتفاق میفته ولی گاهی دریغ از یک پیام یا واکنش!.... انگار داریم برای ارواح می نویسیم و این ناراحت کن
۶ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
و این ناراحت کننده هست... ما همگی به انگیزه نیاز داریم، به حرف، پیام یا واکنشی که بهمون دلگرمی بده و متوجه بشیم مخاطبمون برای رمان، احترام قائل است و بدنبال تعامل با ماست، نه اینکه فقط زمانی که در پارت گذاری، وقفه افتاد تازه بفهمیم چه مخاطب هایی داریم...
۶ ماه پیشمحیا
0نکنه نقشه ای به سر داره واییییییییییی از دست این دکتر پر ادعا ممنون عالی بود توصیفات
۷ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
👌👌 خواهش میکنم 🌷
۷ ماه پیشهانا
0نمیدونم به نظرم غیر قابل پیشبینیه
۷ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
دقیقاً 👌
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

من
0واقعا نمیدونم