پارت هشتاد و نهم :
پنجره درست رو به حیاط باز بود... میتونست با ارتفاع کمی که پیش روش بود بپره و فقط بره، اما احساس خوبی نداشت، چون نباید وقتی که رفت همهی نگاهها متوجه رفتنش میشد.
دستاش مشت شده بود، دلش میخواست اونقدری زور پیدا میکرد که استخون فَک شهرامو له کنه.
دندوناش رو بهم سایید و با صدای آرومی غرید:
- نسخههای روشنفکرانه میپیچی رادمهر! بنظرم بعدش یه مکالمه با دوست دخترت داشته با
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
تینا
1کاش زودتر زینب پارت بذاره بفهمیم مهناز چجوری مُرده ،من که میگم کُلابیا یه چیزی از مهناز خواستنه که انجام بده و صد البته نقطه ضعف مهناز بوده وتحت فشار گذاشتنش و تهدید کردنه بخاطر همین مهناز خودکشی کرده شایدم کسی کشتشه که ازش مدر ک ندارن یا اصن من چرت گفتمه به هر حال نظر من اینه
۴ هفته پیشابجی نیما
3به نظر من کلابیا هرچقدر هم پست و روانی باشن ادمکش نیستن یعنی نمیتونن یه ادم رو مستقیم بکشن اونم یه دختر رو عمرا. صد در صد به خاطر اون فشار روانی و تحقیر ها و توهین هایی که بهش وارد میشه خودکشی میکنه
۴ هفته پیشابجی نیما
2به احتمال زیاد برنامه ریزی شده است چون با خودش صفحه شطرنج اورده بود و شهرام گفت باید بازی کنید.یکی از اون بازی ها شطرنج بوده. حالا مهناز چون داره با یکی از اصلی ترین اعضای کلاب بازی میکنه عملا وارد بازی کلاب میشه و عضویت کلاب میگیره
۴ هفته پیشتینا
1آفرین و سری آخر میمیره و یه خاطره غم انگیز داخل ذهن پسرا به یاد میمونه اگه کار کُلابیا باشه که دیگه واویلا به احتمال زیاد کار اونا نبوده و مهناز رو به انجام یه کاری مجبور کردنه و در آخر مهناز که نمیتونه اون کارو انجام بده میره سراغ خودکشی 🥺
۴ هفته پیشابجی نیما
2کلاب مهناز رو با کاراش میکشه. دقیقا مثل اشکان اون بار روانی و فشار های روانی زیادی رو بهش وارد میکنن ک در نهایت منجر به خودکشی مهناز میشه . اشکان خیلی خوب طاقت اورد ک خودکشی نکرد و البته حضور رابین هم بی تاثیر نبود
۴ هفته پیشابجی نیما
2لعنت به سیجی هول دیگ با مهناز شیپش نمیکنم. شیپ فقط شهرام و مهناز یا فرزین و مهناز ک فعلا مهناز و فرزین اولیوت داره ببینیم تا بعدش به کجا میرسیم / ولی خب بازم فرزین برا عمو شریه
۴ هفته پیشتینا
2اونجا که سی جی مشت می کوبه رو قَلبش ومیگه او بیب وحشی من اگه من جای مهناز بودم زنده ش نمیذاشتم
۴ هفته پیشابجی نیما
1ولی دلم برای فرزین نازم ریش شد اونجا ک گفت اگه ازم نمیترسی . لعنت به اون نگاه های قضاوت گر تو پسر ناز منی معلومه چقدر تو زندگیت سختی و عذاب کشیدی
۴ هفته پیشابجی نیما
1حسم میگ این شطرنج بازی کردنه یکی از پلنای کلاب بود چون طبق گفته یکی از دبیرستانیا کلاب با پلن وارد اونجا شد.یا از قبل برنامه ریزی شده بوده یا فرزین ک حرفای سیجی با شری رو میشنوره برای اینکه نزاره مهناز بره و به شری کمک کرده باشه از مهناز میخاد تا باهاش شطرنج بزنه
۴ هفته پیشابجی نیما
1نمیتونم باور کنم دستی که یه روزی باعث نجات مهناز شد یه روزی هم یکی از عامل های مرگش باشه فرزین..تو دیگه نه
۴ هفته پیشابجی نیما
1الهی بگردم برای فرزین پسر نازم معلومه خیلی سختی کشیده من چجوری برای اون چشمای اسیبب پذیر نمیرم؟عسلچه یه مظلومیت خاصی درونت داری انگار توهم از قضاوت ها و نگاه هایی ک با ترس روت میشینه خسته شدی
۴ هفته پیشابجی نیما
1گور بابای شهرام و سیجی . مهناز و فرزین شیپ میکنم حتی به غلط
۴ هفته پیشزن فرزین
6چقد حضور آقاییمون تو این پارتا پررنگه😌❤
۱ ماه پیشهستی
1این شوهرت خیلی جذابه زن
۱ ماه پیشزن فرزین
0داداش میشه لطفا از اسم من اسکی نری 😐😐
۱ ماه پیشالی
0وای مهناز تو نمیدونی فرزین چه بی شرفیه تو که نمیدونی چه بلایی سر اشکان اورده😭
۱ ماه پیشریری
2نمیتونم تصمیم بگیرم که فرزین نقش بازی کرده یا واقعا اون لحظه کورسوی نوری تو چشماش بوده!
۱ ماه پیشریری
3بچم مهناز اونشب چقدر حس بد رو تجربه کرد💔 غم انگیزه
۱ ماه پیشفن شیپ رابشکان
13سی جی پدر صلواتی شدید وایب سهیل و میده😭
۳ ماه پیشهیرا
4سهیل علاوه بر سیجی شبیه شهرام هست😂
۳ ماه پیشفن شیپ رابشکان
8مهناز چقدر به فرزین هم میای😭
۳ ماه پیشاف اف
1چیکار کنممممم 🥺 (منظورم بود)
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ابجی نیما
3مهناز با این بازی عضویت کلاب گرفت و حالا باید دید ک میبره یا نه. و اگ باخت مجازاتش چیه شاید همین مجازات ها و بازی های کلاب اخرش مهناز رو به لب مرگ کشوند . چون شهرام از همه نقطه ضعف های مهناز باخبر بود و کلاب همیشه تورو با نقطه ضعفات رو به رو میکرد و روشون دست میزاشت