پارت پنجاه و نهم :


- اینجا چه خبره؟
هاووک این رو درحالی فریاد زد که دست‌هاش رو به نرده‌ها می‌فشرد تا نیفته. لرزش و بهت توی صداش کاری کرد که باور کنم همه چیز واقعیه.
ناباورانه چنگی به گلوی متورم و لرزونم زدم و عاجزانه دنبال اکسیژن گشتم. زیر چشمام داشت همرنگ خون می‌شد... همرنگ همینی که کف سالن رو خیس کرده بود؛ همین خونی که از نقطه به نقطه بدن سربازها بیرون می‌اومد.
این فراتر از تصور بود... .
چ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزل

    5

    بله جوخه نود و پنج بله گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.

    ۱ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    به بههههه✨

    ۱ ماه پیش
  • ...

    0

    من فکر کردم شاید الیاس باشه خیلی دور از انتظار بوددد🤐

    ۲ ماه پیش
  • ایلیا فن

    3

    بچه یک چیزی بگم مسخره نکنین من اول فکر کردم قاتل اسپیرو با همون ربات باشه اخه هانا گفت دیودنش مصنوعی بود یکم عجیبه

    ۲ ماه پیش
  • ماه تی تی:)

    3

    ماهم همه اول همین فکرو کردیم:/

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    6

    من حس میکنم اسپیرو قاتله و یه نقشه های شومی داره وای حمیدهههههه قلبم اومد تو دهنم تو این پارت

    ۴ ماه پیش
  • متین

    1

    احتمال داره اینکه اسپرو قاتل من این فرضیه رو دارم هانا گفت شبیه مامان احتمال داره کلیئو تمام حرکات و رفتار خودش و روی اسپرو گذاشته تا شبیه ش بشه اون می دونست میمیره برای همین ربات و برای ۱۹ سالگی هانا درست کرد که انگار خودش مواظب هاناس

    ۲ ماه پیش
  • حدیث

    1

    هولی.....شت فکرکنم رباط شبیه سازی شده کلیئو باشه

    ۳ ماه پیش
  • مشت هانا

    2

    حدیث من دارم تو کامنتا استاکت میکنم پس کی به پارت ۶۹ میرسی

    ۳ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    واقعاااا🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    1

    به زودی زود بهش میرسم قلبمم تو دهنمه😁🫢🫀😭

    ۳ ماه پیش
  • متین

    0

    حاجی منم همین حس و کردم گفتم اسپرو عه

    ۲ ماه پیش
  • ی نفر

    1

    فقط حمیده می تونه این حجم از فرخوردگیه پشمو بهم تحمیل کنه 😞

    ۲ ماه پیش
  • عارفه

    0

    واااای پشماممم من حدس میزدم مادرش زنده باشه چون تو خاطراتش از کشته شدن مامانش نگفت وااااای شتتتت

    ۲ ماه پیش
  • Vinas barati

    0

    ولی جوری که حرفای الیا ادمو میسوزونه💁 ♀️

    ۳ ماه پیش
  • Vinas barsti

    0

    یجوری پشمام ریخت اصن.. دختر چی میکنی با ما 😅

    ۳ ماه پیش
  • آرزو

    3

    حمیده تو چیکار کردی با من.. لعنتی پشمام ریخته چرا نمیتونم حرکت بعدیت رو حدس بزنم

    ۳ ماه پیش
  • ـمه

    7

    اختتامیه جوخه نود و پنج:)))))

    ۳ ماه پیش
  • ایلیا فن

    3

    حاجی با این پارت نزدیک بود جنزده شم اصن پرام ریخته

    ۳ ماه پیش
  • بلوندی

    8

    نه آیوار نه ایلیا نه زاویه نه راشا فقط شیث کیمبر

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    6

    حمیده اگ نویسندگی ادامه ندی به مادر مقدس قسم میخورم با بچه ها نقشه قتلت میکشیم✋🏿🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • فن ایلی

    2

    بازم کلمه مقدس شصت و پنج میدرخشه

    ۳ ماه پیش
کپی شد!