پارت شصت :

الیزا همچنان روی زمین افتاده بود،
بدنش خون‌آلود، لباس خدمتکاری‌ش تار و کثیف شده بود.
پاهاش زخمی و ناتوان، صورتش کبود و پر از خون و بی‌رمق بود.
اما چشماش هنوز دنبال من بودن.
التماس می ‌کرد، درخواست کمک داشت و من هیچ کاری نمی ‌تونستم بکنم.
یه قدم دیگه به سمت مرد مخفی برداشتم که باعث شد دو نفر از آدم های مرد مخفی بی ‌حرکت مقابل من سبز بشن.
البته باز هم نه تهدید کردند ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیام

    0

    انگار این گربه قراره ماجرای جنجال بین سگ و گربه رو هم داشته باشیم😂

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    دیروز
  • شینا

    0

    اوخی حیوون خونگی دار شدن😍

    ۵ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۴ روز پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    نسبت به مرد مخفی حس بدی دارم 🫠

    ۱ هفته پیش
  • نیلا

    0

    وای کاور جدید رمانمون چه خوشگله😍💋

    ۱ ماه پیش
  • نستانی

    0

    اوهوم خیلی خفن شده😍🌸❤️

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم چه خوب

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍چشمات خوشگل میبینه عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • کیمیا

    0

    پارت بعدی وای… خودمم نمی دونم چی قراره بشه😬😭😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • ملینا

    0

    وای این چند پارت نفسم بند اومد این چی بود کیاناجون😱😱😱وایییی

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • سیب

    0

    الیزا خیلی خوشگله چه طور دلش اومد ازارش داد🥺

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همه چی به خوشگلی نیست🫠

    ۳ ماه پیش
  • لیانا

    0

    بیچاره الیزا دلم براش سوخت امیدوارم نجات پیدا کنه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    رافائل و نیواد کین؟؟؟

    ۴ ماه پیش
  • حنانه

    0

    عزیزم هنوز وارد رمان نشده دیگه فقط عکسشو گذاشته

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم همینطوره

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    وارد نشدن هنوز عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • شب بو

    0

    رادااآننننننن حسابی کراشم روششششش ولی خیلی دارکه این بشر

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۴ ماه پیش
  • تینا

    0

    خیلی دردناک بود دردش 🥲😭😱😱

    ۴ ماه پیش
  • مینا

    4

    حرفای رادان خیلی مشکوک بود خیلی

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • نینا

    0

    دلم برای الیزای بیچاره میسوزه امیدوارم نجاتش بدن

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    خدا بخیر کنه...دلوین از رادار خوشش اومد💀

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    ستایش تا حالا توجه کردی چه قدر اسمت قشنگه :)))

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    ببین، عاشق اسمم هستم🙂🤍قبلنا که کوچیکتر بودم زیاد نه. اما هرچی بزرگتر شدم بیشتر عاشقش شدم. حالا چیشد شما به این نتیجه رسیدی؟ :)

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    من خیلییی خیلیییی دلم میخواست اسمم ستایش باشه🫠تو خونه ستایش صدام میزنن اما تو شناسنامه فاطمه زهرام به خاطر اصرارهای پدربزرگم این اسم رو روم گذاشتن🫠دوسش دازم اما ستایش خیلی بیشتر دوست دارم

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم🫠

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    و شاید مسخرم کنی اما هرکسی اسمش ستایش باشه هم دوسش دارم و هم حسودیم میشه😂🥲

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    آخی...متوجه شدم حالا😂🤍 نه عزیزم مسخره چرا.

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    داره کم کم اتفاقات شروع میشه🙂💔

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    شاید هم برعکس ستایش:))رادار داره از دلوین خوشش میاد:)))))))

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    2

    اینو که گفتم...رادار بی ساز داره میرقصه همینطوریش. خیلی رفتاراش مشکوکن

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    والا مشکوکع از نظر منم اصلا حرفاشو ببین یه جوریع

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    کلا دوپهلو حرف میزنه. وای سارا گف قهوه. من آیس لته میخوام. یهو هوس آیس لته کردم

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خب ستایش جان انگار داریم کم کم تفاهم همو میفهمیم مثلا من از قهوه زیاد ندوست😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    من دوسش دارم خوشمزس. البته بیشتر آیس لته رو دوس دارم. و همچنین شکلات تخته ای های بالای ۹۰ درصد😂✅️

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    من شکلات تخته ای نهایت ۸۵ میتونم بخورم بالاتر از اون میمیرم خفه میشم😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منم همینطور🫠😂

    ۵ ماه پیش
  • فائزه

    0

    خیلی ابهت داره😪

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    ببین من یه عادت خیلی عجیبی دارم. شخصیتایی مث رادار و اردی رو توی دنیای واقعی میبینم، یا کلا خیلی با ابهت و جدی بنظر میرسن، اگه دوستم محسوب شن یا بهم نزدیک باشن، کرم درونم بیشتر فعال میشه و شیطان درونم فعال میشه..تا مرز پودر کردن ابهت میبرم طرفو😂😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • فائزه

    0

    با تشکر از حسن صداقتت😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭👍

    ۵ ماه پیش
  • فائزه

    0

    الان احتمالا عین دلوین که میخواد رادان رو اذیت کنه تو هم اینطوری😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    نمیدونم بذار کیانا بیشتر بذاره ببینم دلوین شبیهمه یا من بدتر از دلوینم😂😂بعضی وقتا واقعا کرم دارم. اسایش ندارن از دستم. بعد مثلا تو دانشگاه خیلی یهویی میگم خب، الان بدوییم همه. ۱ ۲ ۳. بعد اگه ندوئن هیچی. میدوییم بعدش میگن ستایش بخدا زشته. ستایش بخدا دارن نگاهمون میکنن. ستایش بخدا فلانی اینجا ایستاد

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این اتفاقات و کارها کاملا طبیعیه😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    بعد از این همه حرص خوردنشون میگم خب به درک مهم نیس که.دوستم وقتی من میخندم سریع میگه ستایش توروخدا ستایش اروم باش😂بعد یه مدت گذشت، دید من گوش نمیکنم بیخیال که شد هیچ، خودشم پایه منه. یبار قهرم کرده بودم وسط کلاس. رفته بود از چت جی پی تی مشاوره گرفت اشتی کنم باهاش😂😂😂خلاصه آسی کردم همشونو

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    لنگه دوم دلوین هستی پس😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    اره فک کنم قبلنم بهت گفتم دلوین تا حدودی خیلی شبیه منه. فقط تا الان که خوندم فک کنم فرقمون یه خرده رو اینه که من قِرتی ترم نسبت بهش😂😂💅🏻البته شماها منو ندیدین خودم دارم قیاس میکنم برداشتم اینطوریه

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم😂🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید

    ۵ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    ۸۰ درصد منم اینه😂اون ۲۰ درصد هم ضعیفم

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    1

    اصلا من نمیفهمم چرا وقتی به یکی میگم من به این مظلومی و ارومی، چپ چپ نگاهم میکنه یا فشار میخوره💀😂 واقعا که. من اصلا کاریتون ندارم که

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از خاطراتت معلومه چه قدر ارومی ستایش جان🤭

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    والا چی بگم کیانا جان. داداشمم از دست من آسی شده میدونه از پس من یکی برنمیاد با پاپیون بالای سرش وایمیستم😔😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای وای من😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خدا رحم کنه🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠✨️

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اخ ایس لاته با کیک شکلاتی گندههههههههههه با خامه اضافههههههههههه عاییییییی

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    نگو من گشنم میشه...ادم شکمویی هستم💀

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    وای منم ستایش یعنی ساعت برام مهم نیست هر زمانی باشه دلم شیرینی میخواد عین این زن های حامله😂

    ۵ ماه پیش
  • ستایش

    0

    بس کن حنانه💀😂 من الان دلم یه کاسه انبه، یه کاسه توت فرنگی، باقلوا، و کیک شکلاتی تلخ میخواد.

    ۵ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اخ باقلوا🫠😭😭😭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نصف شبی راجب چه چیزهایی حرف میزدید😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کافی شاپ مگه🤭

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍

    ۵ ماه پیش
  • مهری ماه

    1

    حالا زمان گذشته که الوین اون گربه رو پیدا کرد قطعا اردوان قبول نمیکنه😂😂دلوین تو خودت اونجا با دعا و طلسم اونجایی

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۵ ماه پیش
کپی شد!