پارت سیزده :

سایفر اون‌قدر بهم نزدیک بود که حس می‌کردم یه حرکت اشتباه از طرف من کافیه تا با همون چشماش روحم رو از توی تنم بکشه بیرون و بندازه کف اتاق.
با حرص موهاش رو چنگ زد؛ با صدایی که بیشتر شبیه ناله بود گفت:
- آخه چرا بهت اعتماد کردم؟!
لحنش طوری بود که انگار سه ساله منو می‌شناسه و این سه سال، هر روزش رو با زخم‌های جدیدی که من به اعصابش زدم، گذرونده.
لبخندم پهن‌تر شد. انگار نه انگار که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zeyn

    20

    با گلوله دستشو سوراخ کرد،بعد دستشو میزاره رو میز که پیشونی دختره اوف نشه،این روانیو کجای دلم بزارم💆🏻 ♀️😂

    ۵ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    بچم دو قطبیه ولش کنین😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    4

    وای خداااا ... نمیدونم یگم یکی ارکارو از دست آیناز نجات بده یا برعکس 😂😂🤌🏻 خدایا من عاشق سایفر شدمممممممممممم یرهههههههه

    ۵ ماه پیش
  • naz naz

    3

    من میگم ویلیام زندس بامزه 🥹 سفید برفی♥️ خوشگله 🌟 هیولا کوچولو🌾

    ۵ ماه پیش
  • فرزانه

    3

    حالا چرا پروانه ها به جای اینکه توقلبش بال بال بزنن تو شکمش پر زدن😅🤔😍

    ۵ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    نههه میبینی بعضی وقتا حس خوبی بهت دست میده و ته دلت قنج میره؟ اصطلاحش بال زدن پروانه توی شکمه :)))

    ۵ ماه پیش
  • kimia

    19

    داشتن ی سایفر تو زندگی چیز زیادیه؟

    ۵ ماه پیش
  • kimia

    7

    گلبممممممممممممم💔 بامزه؟ بامزهههههههه گودووووووو اکوری پکورییییییییییییییییی

    ۵ ماه پیش
  • آیماه

    6

    ببین آیناز چی شده که سایفرم جلوش کم اورده😂🙂

    ۵ ماه پیش
  • الینا

    0

    اره دیگه منظورم ویلیامه

    ۵ ماه پیش
  • Asra

    3

    واییی دستشو گذاشته لبه ی میززز واییی😭🥹🎀✨

    ۵ ماه پیش
  • Asra

    8

    تو این همه خشونت رو با این قیافه ی بامزه ات از کجا در میاری✨🫠🎀وای این دیالوگ

    ۵ ماه پیش
  • الینا سیاه دل

    0

    دختر تو چه قلب مهربونی داری ولی اون دیگه مرده زنده هم نمیشه

    ۵ ماه پیش
  • ...

    0

    ویلیام مگه نه

    ۵ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    7

    قیافه بامزه؟؟؟هیولای کوچولو؟؟؟؟؟دستش رو گذاشت رو لبه ی میز؟؟ واییییی من مُردَممممم🛐✨️🥹🎀🍓

    ۵ ماه پیش
  • Reyhaneh

    0

    آیناز چند سالشه؟

    ۵ ماه پیش
  • لبخند

    0

    وای خیلی خوب بوددد مسابقش شبیه اسکویید گیمه تو یه جزیره ولی خیلی دلم برای ویلیام سوخت مثلا نمیشه زنده بشه بعد؟ مثلا این مگه یه کشتی نیست که با هوش مصنوعیه نمیشه اونا همه الکی باشه ؟

    ۵ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    عشقم کشتی هوش مصنوعی نیست که، سیستم هوش مصنوعی داره... و اون سیستم هوش مصنوعی فقط باعث میشه کشتی بدون ناخدا حرکت کنه

    ۵ ماه پیش
  • بیتا

    6

    من فقط میخوام بدونم برادر ناتنی آیناز کیه

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️