پارت صد و بیست و یک :

خانه اش بو گرفته بود.بوی عطر تازه ی یک تن جوان و نورسته.تن دختری که باکره گی و پاکیزگی از آن می بارید.با آنکه باکره بودن دوست دختر برایش مهم نبود اما از اینکه حدس می زد،افسون قبل از او تنش را به کس دیگری نداده،لذت می برد.خدا خدا می کرد که حدسش درست باشد.می دانست که خیلی خودخواهانه و مردسالارانه است اگر برای یک دختر این را بخواهد در حالی که خودش همه چیز را در رابطه تجربه کرده بود و دست نخورده

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    حالا درسته جامعه عوض شده و ادما عوضی شدن،اما اخه مادر ادم؟چون همیشه بنظرم مادر یه قداستی داره که فک نمیکنم بشه اسمش رو روی بعضی ادما گذاشت

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    صبر کن اکرم جون...صبررر

    ۴ ماه پیش
  • مینا

    0

    واقعا ناراحت کننده هست

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خیلیی

    ۴ ماه پیش
  • Sajede

    1

    چی بگم والا سر از کار مامان افسون در نمیارم... نمیخوام قضاوتش کنم ودرمورد کارش بازجویی کنم ولی به نظرم باید به افسون هم حق داد دختر طفلی گناه داره که داره این صحنه هارو میبینه.... باید اونم درک کرد، نه؟

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    چه صحنه های فجیعی رو هم می بینه طفلک🙂‍↕️😃😃😃

    ۴ ماه پیش
  • Sajede

    0

    من نمیخوام درمورد خوب یا بد بودن ترانه بگم ً.. صحبت من اینه که چرا داره با افسون اینجوری رفتار میکنه آخه یه جوری رفتار میکنه که انگار چیزی نشده و به روی خودش نمیاره؟

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    مشخص میشه که چرا رفتارش اینطوریه...معمای داستانه عزیزم

    ۴ ماه پیش
کپی شد!