پارت صد و شصت و هشتم :


سعی کردم زیر ماسک حرف بزنم و صدایم رسا نبود.
-حرف نزن. هیچی هم نگو.اونقدری از دستت عصبانی ام که یه دفعه باز صدام بالا میره.
دو قدم برداشت به جهت دیگری و شروع کرد به جمع کردن یک تکه ی مستطیلی که شکل و رنگ قشنگی داشت.
فکر کنم یکبار دیگر هم دیده بودمش.
روی آن نماز می خواند مقابل خدایی که زیاد از حد قبولش داشت.
-عباا..
باز تلاش کردم و اینبار با پوفی عصبی سمتم برگشت.
ماسک ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!