ویولت به قلم حمیده سادات منتظری
پارت پنجاه و ششم :
_ بالماسکه
از دیشب مغز بابک را کار گرفته بود. صبح هم به دنبالش رفت و یک دست کله پاچه مهمانش کرد. نتیجه زحماتش هم اطلاعات خوبی بود که بدست آورد و فامیلی اشکان را هم فهمید. همان " الف سین " متهم به فساد اقتصادی بود؛ اشکان سماوات!
صبح موقع خوردن کله پاچه، حرف را کشاند به مهمانیهای عجیبی که این روزها بین جوانها باب شده بود. بابک هم به حکم دهنلقی، هر چه آهی میخواست را کف دستش گذاش
لطفا صبر کنید...
