فرد باشکوه به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت چهل و چهارم :
با صدای خسروخان، که فرقی با ضربهای ناگهانی بر درِ سکوت ذهنم نداشت، مرا به خود آورد.
- عروس، یک لحظه بیا اتاقم!
قلبم یکدم ایستاد؛ مانند حیوان کوچکی که سایهی حیوان شکاری را بالای سرش دیده. یعنی خسروخان با من چه کار داشت؟ انگشتان دستانم را در هم قفل کردم؛ میخواستم لرزش روحم را در میان همان قفلها زندانی کنم، وارد اتاق ریاستش شدم.
اتاقش پهناور بود و سنگین؛ میز بزرگ چوبی در می
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
❤️
۶ ماه پیشکیمیا
1جا داره اینجا بگم او خوداااا😅
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂❤️
۷ ماه پیشMaryam
0ممنون نویسنده جان بابت پارت قشنگتون چقد خوشحالم که از زبان دیار هم مینویسید میخوام احساسشو به مهرو بدونم😁
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات عزیز
۷ ماه پیشبرکه
0دیار داداش ما تحمل دیدن مریضیتو نداریم بگو چیشده
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فکر کنم حالا حالاها رازشو نگه
۷ ماه پیشافسون
0عزیزم خوبی خسته نباشی الهی چه پارت نفس گیری بود آخه نگرانم که دردها و رازهایی آیت دو تا را دور کنه
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
بیا فکر بد نکنیم هوم؟
۷ ماه پیشپوران
0سلام ساعتی یکبار چک میکنم که پارت جدید گذاشتین یا نه،خیلی خیلی رمان زیباییه البته باقلم روان وشیوای شما🙏😍
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی که
۷ ماه پیشYegane
0هی میام تو برنامه و چک میکنم که شاید دلت برامون بسوزه، پارت هدیه بذاری، واقعا کنجکاوم، چطوری دوروز صبر کنممم اخه؟
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دل سوختن چیه... اینقدر شیرین منتظرین که امشب یه پارت میذارم
۷ ماه پیشZoha
0هوراااااااااااا..مرسی گلمممم🥹💕🩷🥰😘
۷ ماه پیشفرشته
0آخ چه حس خوبی داره
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😊
۷ ماه پیشآمنه
2عجب بانو الان توی باتلاق افتادیم الان با منتظر بمونیم ببینیم چرا اینطوری شد ولی بانو چرا همه فکر میکنند با مست کردن چیزی حل میشه پارت عالی
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
مست نمیکنه چون دنبال راه حل باشه مست میکنه چون فارغ از دنیا بشه برای مدتی کوتاه
۷ ماه پیشم-س
0سلام وقت بخیر خدا قوت قلمتون مانا رمانتون عالی و جذاب هستش منتظر قسمتهای بعدی هستیم
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات خداروشکر که لذت بردی
۷ ماه پیشHelya
0واقعا عالی بود خیلی رمان خوبیه من همه رمان های زهرا جونو خوندم همشون عالیه ویلی تو رو خدا زود تر پارت این رمان بفرست واقعا نمی تونیم دو روز صبر کنم مرسی برای رمان خوب بت 🥰🥰😍
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزممم... میذارم آخر امشب
۷ ماه پیشHelya
0مرسی قربونت عزیزم🥰🥰
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات
۷ ماه پیشدنیا
0واقعاهرجورنگاه میکنم دیارتایپ منه هم ازنطرشخصیت ورفتاروباطنش هم ازنظرظاهرش🥹❤️👌🏻 زاهراجون قلمت طلاست
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
آخ چه قشنگ 😊❤️
۷ ماه پیشParva
1واقعا از خوندن رمانت لذت می برم، من رمانی رو که تموم نشده نمیخونم چون حوصله ندارم منتظر پارت بعدیش باشم.. اما این رمان واقعا منو جذب خودش کرده و هر شب منتظر پارت جدیدم.
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ای جانم ممنون عزیزم ❤️
۷ ماه پیشپریسا
1شب و روزت بخیر و خوشی.من آدمی هستم که وقتی رمان،متن و کتابی بتونه نظرمو جلب کنه و برام شیرین باشه با خوندنش پرت میشم توی دنیای داخلش،همه چیزو انگار به چشم میبینم.این رمان الان برام همون جوری شیرین و دلنشین شده،قلمت مانا.
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ای جانمممم مرسی بابت این نشر قشنگت انرژی مثبت
۷ ماه پیشmohadese
0متشکرم برای رمان زیباتون قسمت های قبل رفتن یک ماه دیار خیلی جالب بود لطفا پارت های بیشتری بذارید ای کاش از زبان یک نفر باشه چون باهمون یک نفر انس میگیریم
۷ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ابتدا قرار بود از یک نفر گفته بشه اما با نظرسنجی و بالا و پایین کردن ترجیح بر این شد بین دو شخصیت بگرده ☺️ اخر امشب پارت خواهیم داشت
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مهناز
0آخییییییی😭