پارت پنجاه و پنجم :
با حرص یکم برای خودم غذا کشیدم.
افکار مختلف توی سرم نقش بست؛ اینکه دفعه بعد یه برگر فریزری میخرم و تظاهر میکنم خودم درست کردم.
شاید هم این احمق توی گذشته مرموزش توسط یه بشقاب ماکارونی تهدید شده که حالا داره انتقامش رو از من میگیره.
یه طوری داره حرف میزنه انگار آشپزی من تهدید بیولوژیکی براش محسوب میشه.
اصلا به جهنم میخوایی خودت رو بکشی...برو بکش...چرا از غذای خوشگل من ایراد می
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
🦢AVAZ GHO🦢
0احتشام قیافش چقدر شبیه مجید واشقانیه
۲ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0آنقدر تو ذوق بچه نزن مرد 🙁
۲ ماه پیشMina
0نمد مشکوک باشم به اون اردوان نیستم گفتنش یا صرفا پای شوخی بذارم😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هر جور دوست داری😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هر جور دوست داری😂
۲ ماه پیشکو کو
0کیانا خیلی رمانت خفنه عزیزم خسته نباشی لطفا هیچ وقت تمومش نکن😭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۴ ماه پیشکوکو
0یعنی عاشق این حجم از تخیلات دلوینم😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشSarina
0توی یک پارتی خونده بودم که دلوین به مرد مخفی میگفت تو که میدونی من اسم دارم . درسته یا اشتباه یادمه؟
۴ ماه پیشSarina
0آسم منظورمه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂🤍
۴ ماه پیشمهری ماه
0یادم نمیاد من ولی توی زمان حال احتمالا گفته شده الان تو پارتی هستی که زمان گذشته است
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه قشنگم به مرد مخفی نگفت
۴ ماه پیشستایش
0توسط یه بشقاب ماکارونی تهدید شده😂😂من عاشق دیالوگ ها و مونولوگ های حرفه ای این رمانم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشمبینا
0اخ دلم🤣🤣🤣لعنتی دلوین عالیه خودش یه رمان جداست
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۵ ماه پیشتیام
0شاید 🤣🤣 خیلی باحالن این دوتا
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍💋
۵ ماه پیشMia
0بعضی کارای دلوین غیرباوره مطمئنم یه نیروهای ماورائی هم وارد داستان میشه 😄یکی این خواب ها و مرد عجیب تو رویاهاش یکی هم اینکه دلوین خیلی چیزهای عجیب غریبی میبینه🧐😄
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اما رمان فانتزی نیست واقعیه
۵ ماه پیشلیانا
0قلمت خطرناکه آدم می خنده بعد یهو می بینه قلبش درگیره
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۵ ماه پیشNim
0شاید تو گذشته مرموزش با یه بشقاب ماکارونی تهدید شده🤣🤣🤣
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حرف دلوین😂
۵ ماه پیشدینا(زن رادان)
0به حسی بهم میگه این چرت و پرت های دلوین انقدرا هم چرت و پرت نیستن.. نکنه اختلال روانیی چیزی داشته باشه؟ به خاطر این حرفا نمیگما یادتون باشه اولین باری که میخواست بره شرکت جمله های عجیبی رو نوار زرد رنگ میدید؟ خدایا مغزم دیگه نمی مغزه
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کدوم چرتوپرت خیلیا با خودشون فکر میکنن و درگیرن این چه حرفیه🫠😂
۵ ماه پیشستایش
1این من اردوان نیستم لازمه نگران باشم یا فقط شوخی کرد😂😶😶
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ستایش
0تا اینجا معرکه بوده😍❤️