جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت صد و پنجاه :
چشمانش مهربان میشود. «هر چند نفر که خودت انتخاب کنی. به دست آوردنِ قدرت به معنیِ از دست دادنِ اختیار نیست.»
دستانم را مشت میکنم. «چِم شده؟ هر کسِ دیگهای بود الان داشت بال در میآورد.» هنوز هم قدرت زیر پوستم میجوشد و بیقراری میکند.
نزدیکتر میشود اما دست نمیزند. «تو هیچوقت مثل بقیه نبودی. شاید چون هیچوقت دلت نمیخواست اینجا باشی.»
خدایا، کاش مرا در آغوش میگرفت
لطفا صبر کنید...
