پارت صد و هفتم :

ریانن در حالی که معصومانه به او پلک می‌زند ادامه می‌دهد: «باید خیلی حواست باشه. می‌دونی که زیدن چقدر حساسه و ممکنه به عنوان زندانبانش سخت بگیره.»
ریدک از کنار لیام می‌پرسد: «اوه، الان داریم جوک می‌گیم؟ چون تمام زندگی من به این لحظه ختم شده.»
حتی سایر هم می‌خندد.
لیام زیر لب زمزمه می‌کند: «گندش بزنن. من فقط می‌گم از اونجایی که الان شب‌ها محافظت می‌شی...» ما بلندتر می‌خندیم و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!