جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت پنجاه و سوم :
پاشنهی پایش را میچرخاند و به سمت مسیری در پای دیوارهی سنگی میرود، جایی که اژدهایان بر اریکهی قدرت نشستهاند.
دنبالش راه میافتیم و از جمعیت سالاولیها فاصله میگیریم. باد خنک کوهستان به شانههای برهنهام نیش میزند؛ آستینهایم را پاره کردهام تا برای دستهای زخمیام بانداژ درست کنم، اما حداقل خونریزی کف دستهایم بند آمده است.
گریک رو به فرماندهی ارشدِ بال کو
لطفا صبر کنید...
