جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت نهم :
قطرات آب از نوک بینی و چانهام میچکد و شصت متر پایینتر به رودخانهی خروشانی میپیوندد که تهِ دره جاریست. بغضی که گلویم را فشار میدهد قورت میدهم و پلک میزنم تا تصویر مرگ را پاک کنم. من امروز نمیمیرم.
لبههای سنگ را سفت میچسبم وزنم را روی قسمتهایی که لیز نیستند میاندازم و پای چپم را بالا میکشم. سینهی پایم سطح راهرو را لمس میکند. دیگر هیچ حقیقتِ تاریخی و علمیای در Ø
لطفا صبر کنید...
