پارت هشتاد و ششم :
یکباره سکوت عجیبی کل فضا رو در بر گرفت.
عدهای از دخترا که وسط هال و دور میز عسلی نشسته بودن، برای چند لحظه با پژواک هشدارآمیز زنگ در سرهاشون رو بین همدیگه حرکت دادن و مبهوت بهم خیره شدن.
سشوار توی دست بهاره خشک شد و با موهای وزوزی و معلق در هواش، مضطرب چشماش رو توی حدقه چرخوند.
در اون لحظه، حتی صدای باندها هم قطع شده بود؛ حتی دیوارها هم ساکت شده بودن برای رسوندن اون پژواک عجیب.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آبجی آرش
2دقیقاً بخش های هیجانی رمان همین پارتا بودن وایب رمان جوریه که آدم حس میکنه اونجا حضور داره خیلی خوبه زینبم پارت نمیذاره اعصابم داغون
۲ ماه پیشابجی نیما
3دلم خواست توی اون مهمونی باشم این همه پسرای کراش رو از نزدیک ببینم مدیونید فک کنید شهرام و فرزین و فرزاد و کیان و پدرام و..اینارو میگمم عر من همه رو باهم میخام ولی اول شهرام و فرزین لطفا
۲ ماه پیشابجی نیما
2فرزین گوگولچه چه حسی داری شهرامت مال یکی دیگه اس؟
۲ ماه پیشابجی نیما
1دوست دارم واکنش شری رو موقع دیدن گرل فرندش ببینم و صد البته مود بچه ها مخصوصا مهناز وقتی میفهمن فردیس فاکینگ دوست دختر شهرامه .فقط شهرام پسرم صادقانه سلیقه ات رو.. عملی دوست داشتی رو نمیکردی کلک؟اشکال نداره عوضش دافه و هیکلش توپ دوس دارم واکنشت رو ببینم وقتی جلو دوستات با اون لباس میبینیش
۲ ماه پیشابجی نیما
1اخ ننه قربون شهرام و فرزین برم ک انقد گوگولن پسرای نازمم شهرام پسر ناز و جذابمم چرا کلاه دارک سایدشو پوشیده؟ یعنی کلش داغه و قراره حسابی پخت و پز کنه به به فقط ورود کیانو کم داریم اینجا
۲ ماه پیشابجی نیما
2فک کن تویه مهمونی هم خانومیای خوشگل باشن هم ویلن های اندیشه هم کله خرابای شاهد و هم دوست دختر شهرام و از همه مهمتر مهنازز به بهه
۲ ماه پیشابجی نیما
2پشمامم چه مهمونی بشه این مهمونی . پسرای جذابم چه ورود خفنی داشتن من ک عشق کردم
۲ ماه پیشفن شیپ رابشکان
9لیدیای جذاب و پسرای ویلین و کراش مشاهده میشن😭😭😭 (البته به جز ارشیا حق دوست)
۴ ماه پیشایزا
3یاد شب تولد الهه افتادم لیدی های جذابی که دارین این پسر های نمیدونم کمر طلا چی چی رو دید میزنین . خیلی باحال بود اون دیالوگ به نظرم
۴ ماه پیشفن شیپ رابشکان
2خودشه زن ماله همون شبه
۴ ماه پیشزری
2یکم تخیلی نیست.روال فصل دوم زیباتر بود💔🤧
۵ ماه پیشمجنون
7قسمت خونه جنی و جنازه تیکه تیکه شدش یکم جنایی تخیلی بود فقط ولی با فصل دوم موافقم وایبش باحال بود فصل سومم وایب خاص خودشو داره در هر صورت همشون خفنن
۵ ماه پیشخر زینب
4تا ابد خرردرگاهتمم زنننن🛐🛐🛐 وااای وااای انیسه بیچاارهه😭😂 دلم براش میسوزههه... وای واای فصل دو رو یه تیکشو خوندم شیوا به فرزین سیلیی زده بوددد... تازهه ترشم وقتی اشکان و رابین میزدنش براشون با خنده بوس میفرستااااد😂😂😂 واای وااای هیچجوره تو کتم نمیرههههاعقههساستل
۵ ماه پیشحدیث
9تو این موقعیت که اکیپ شهرام از درودیوار ریختن تو خونه پیژامه انیسه کجا دلم بزارم؟!💔🤣
۵ ماه پیشDiaa
10هرخط که می خوندم قلبم تند تر میزد ، نمیتونم این پارت رو هضم کنم بقیه رو چطوری بخونم ، فقط میتونم بگم سه تا صلبات✌🏻
۵ ماه پیشزن فرزین.
4ینی چی که همتون گیر دادین به فرزین. چیه فرزین چیکارتون کرده که ازش عقده دارین پلشتا.
۵ ماه پیشنمیدونم
5از دید من این بچه آدمم بکشه شخصیت منفورم باشه بازم فنشم پس محل نده بالاخره هرچیزی و هرکسی سلایق متفاوتی داره
۵ ماه پیشنانا
62وای من تو کل ورود پر ابهتشون فقط و فقط به فکر پیژامه انیسه بودم😭😭 لامصب یه لحظه هم فکرش ولم نکرد که لذت ببرم😑😭
۶ ماه پیشهانا
21وای بیچاره چقدر خجالت بکشه😂💔
۶ ماه پیش...
3زینب کی پارت میدیی؟ از کنجکاوی دارم میمیرم
۶ ماه پیشفن زینب
25بنده خدا همون لحظه خودکشی میکنه فکر کن جلو یه عالمه پسر تو تولد با پیژامه وایساده🤣🤣🤣🤣
۶ ماه پیشهانا
7اونم جلوی کلی کراششش
۶ ماه پیشفن زینب
21فکر کن پارت بعد جلو شهرام و فرزین وعلیسان و سی جی انیسه با پیژامه میخواد بیاد قر بده میشه منم بیام💅🤣
۶ ماه پیشهانا
16وای گفتی علیسان و سی جی نگران مهناز شدم صددرصد اذیتش میکنن💔
۶ ماه پیشفن زینب
11نکنه تو تولد به مهناز *** بشه بعد خودکشی کنه بمیره 😥
۶ ماه پیشهانا
8از این ح زاده ها هیچی بعید نیست💔
۶ ماه پیشهانا
25البته مهناز هم همچین بی دست و پا نیست یهو دیدی زینب سوپرایزمون کرد به سی جی ت* اوز شد😂
۶ ماه پیشفن زینب
22حالا سی جی هیچ یهو دید مهناز فرزینو کتک زد 😶🤣
۶ ماه پیشهانا
11وایییی😂 فرزین برای مهناز فمبوی شه🤣🤣 *این چه اسیدی بود تو ذهنم اومد😂😔
۶ ماه پیشGodcycklet
13به نظرم بهتره بریم مغزامونو با اسید بشوریم 🤣
۶ ماه پیشفن زینب
14یهو این وسط به جای اینکه اتفاقی واسه مهناز بیوفته و بلایی سرش بیاد مهناز میخواد بقیه رو به گا بده🤣و اینک مهناز به علیسان ت.اوز میکند😂
۶ ماه پیشهانا
8مهناز: وای شهرام جان چه *** قشنگی داشتی این همه مدت☺️🧘🏻 ♀️
۶ ماه پیشفن زینب
2مود مهناز اینجوری میشه که چرا من *** تو رو کشف نکرده بودم شری جون
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
😭🤣دارم فک میکنم زور دخترا از اینا بیشتر باشه و همونی که خودت اشاره کردی...
۶ ماه پیشفن زینب
7تروخداااااا دخترا تر بزنن به سرتا پاشون 😂😭
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
😭🤣🤣🤣وایییی مهناز با تسمه بهش شلاق بزنههه
۶ ماه پیشفن زینب
3تصورشم سخته خدایی🤣🤣🤣
۶ ماه پیشتی تی
1زنننن بی ام سییی🤣🤣🤣
۶ ماه پیشفن شمشیر کشمیری
6واای زینب لطفااااا اینو تو رمان بیار لطفا مهناز کتکشون بزنه مخصوصا فرزینووووو
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
مهناز مثل خودم شبیه نی قلیونه😭💘
۶ ماه پیشزیدی همه
0وااااایییی خیلی خوب بود لعنتییی🤣🤣🤣🤣
۶ ماه پیشزیدی همه
2وای لحظه ای که مهناز سیلی میزنه به فرزینو تصور میکنم از شدت خنده پار...میشم لامصب کل ابهتش میره زیرسوال🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
🤣🤣واییی تصورششش
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
کییی میتونه مهنازو اذیت کنه؟ مهناز قبلش یه دور اذیتش میکنههه😈
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
😭🤣بدبخت شلوارش تنگ بود دودقیقه درآورد یه قری بده اون قر از دماغش در اومد
۶ ماه پیشزیدی همه
1وایی خدایا وای مادر وااایی دارم گریه میکنممم نمیخام پارت بعدو بخونم😭😭وای وای استرس داره میکشتم وای وای وای وایییییی زینببب این رسمش نبود بخدا کاش کیان میومد ولی اینا نمیومدن الان من سکته میکنمممم😭😭😭😭
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ابجی نیما
1عاشق پارتای گذشته ام که بین مهناز و کلابه عملا سر انگشتام از هیجان یخ میکنهه با این پارتای گذشته عشق میکنمم قلمت و دستت طلا زن