پارت پنجاه :
لالایی الیزا برعکس همه لالاییها از خواب نمیگفت از برنگشتن میگفت...
از پنجرههایی که بسته میمونن...
از بچهای که اسمشون رو یواش صدا میزنند تا نگهبان نشنوه و همینطور یادآور خاطراتی که شیرین بود اما الان میتونست عین یه زهرماری تلخ و شکنجه آور باشه.
همونطور که چشمام روی هم بسته بود صدای اردوان توی گوشم پیچید:
""""اردوان_میری میخوابی یا پاشم گردنتو بشکنم دختره احمق...مگه ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۶ روز پیشرضایی
0بهراد چه خوشگل شده عکسش😍
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ هفته پیشکیمیا
0وحشت تمام وجودمو گرفته😰😱خدای من مرد مخفی باهاش چی کار داره😱😱
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ هفته پیشقاسمی
0والا مشکوکه شاید بخواد ازش حساب پس بگیره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیشقاسمی
0لطفا چاپ کن رمانتو عزیزم حرف نداره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام گل قشنگم به بقیه بچه ها هم گفتم من چندان تمایلی به چاپ رمان ندارم چون دلم نمیخواد کسی رمانمو سانسور کنه یا محبور بشم یه بخش هایی رو تغییر بدم که بتونه چاپ بشه به خاطر همین ترجیح میدم همینطور آنلاین منتشر کنم
۱ ماه پیشجهانی
0وی یعنی مرد مخفی باهاش چی کار داره🥹😱
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش.....
0مطمئنم پسر پیشتاز یا خیلی مغروره یا خیلی سرد…
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیش.....
0پارت فوق العاده بود، هم خنده داشت، هم استرس، هم اتفاق سازی برای ادامه😍🤗
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیشصبوری
0خیلی رمان خفنیه خداقوت❤️لذت میبرم حسابی
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍
۳ ماه پیشتینا
0از طنز کم نظیرت سیر نمیشم، واقعاً خلاقانه ست 😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیشدلنیا
0به نظرم پسر پیشتاز یه شخصیت دو لایه داره: بیرون سنگ و سرد… توی ذهنش اما یه چیزی می جوشه.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشسارا
0توصیفاتت از سالن و نورپردازی خیلی سینمایی بود، حس کردم توی بازی افتادم 😭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیشیلدا
0چه قدر دارک و نفس گیر بود وای کارش داره
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که چی قراره بشه😉🤍✨️
۳ ماه پیشجیان
0این همه توصیف شرکت نشون میده اتفاقای ترسناک تر یا جدی تری جلوتر هست…
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم عزیزم😍بمونی برام قشنگم🤍✨️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیشسپیار
0من حدس می زنم پسر رئیس از همون اول می فهمه دلی چی تو سرش می گذره…
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0یکی از این سه تا مرد داخل ویلا اردوانه مطمئنم 😂