پارت پنجاه :

لالایی الیزا برعکس همه لالایی‌ها از خواب نمی‌گفت از برنگشتن می‌گفت...
از پنجره‌هایی که بسته می‌مونن...
از بچه‌ای که اسمشون رو یواش صدا می‌زنند تا نگهبان نشنوه و همینطور یادآور خاطراتی که شیرین بود اما الان میتونست عین یه زهرماری تلخ و شکنجه آور باشه.
همونطور که چشمام روی هم بسته بود صدای اردوان توی گوشم پیچید:
""""اردوان_میری میخوابی یا پاشم گردنتو بشکنم دختره احمق...مگه ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    یکی از این سه تا مرد داخل ویلا اردوانه مطمئنم 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • رضایی

    0

    بهراد چه خوشگل شده عکسش😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • کیمیا

    0

    وحشت تمام وجودمو گرفته😰😱خدای من مرد مخفی باهاش چی کار داره😱😱

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • قاسمی

    0

    والا مشکوکه شاید بخواد ازش حساب پس بگیره

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • قاسمی

    0

    لطفا چاپ کن رمانتو عزیزم حرف نداره

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام گل قشنگم به بقیه بچه ها هم گفتم من چندان تمایلی به چاپ رمان ندارم چون دلم نمیخواد کسی رمانمو سانسور کنه یا محبور بشم یه بخش هایی رو تغییر بدم که بتونه چاپ بشه به خاطر همین ترجیح میدم همینطور آنلاین منتشر کنم

    ۳ ماه پیش
  • جهانی

    0

    وی یعنی مرد مخفی باهاش چی کار داره🥹😱

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ ماه پیش
  • .....

    0

    مطمئنم پسر پیشتاز یا خیلی مغروره یا خیلی سرد…

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۴ ماه پیش
  • .....

    0

    پارت فوق العاده بود، هم خنده داشت، هم استرس، هم اتفاق سازی برای ادامه😍🤗

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۴ ماه پیش
  • صبوری

    0

    خیلی رمان خفنیه خداقوت❤️لذت میبرم حسابی

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍

    ۴ ماه پیش
  • تینا

    0

    از طنز کم نظیرت سیر نمیشم، واقعاً خلاقانه ست 😂

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۴ ماه پیش
  • دلنیا

    0

    به نظرم پسر پیشتاز یه شخصیت دو لایه داره: بیرون سنگ و سرد… توی ذهنش اما یه چیزی می جوشه.

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    0

    توصیفاتت از سالن و نورپردازی خیلی سینمایی بود، حس کردم توی بازی افتادم 😭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۴ ماه پیش
  • یلدا

    0

    چه قدر دارک و نفس گیر بود وای کارش داره

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که چی قراره بشه😉🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • جیان

    0

    این همه توصیف شرکت نشون میده اتفاقای ترسناک تر یا جدی تری جلوتر هست…

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم😍بمونی برام قشنگم🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۵ ماه پیش
  • سپیار

    0

    من حدس می زنم پسر رئیس از همون اول می فهمه دلی چی تو سرش می گذره…

    ۵ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️