پارت صد و چهل :
خزال به خدمتکارها گفت میوانی¹ برای دلنیا درست کنند. آراس با یادآوری چیزی، قبل از آن که خدمتکار از اتاق خارج شود، گفت: از حیاطِ پشتیِ عمارت، قاورمه²ها رو از زیر زمین در بیارید.
خدمتکار چشمی گفت و از اتاق خارج شد.
ژاکاو که میدانست دلنیا چهقدر قاورمه دوست داشت، با این حرفِ آراس خوشحال شد.
با وجودِ آن که دلش میخواست طبق رسم، تا حداقل هفت روز پیش دلنیا بماند اما همین تفاوتِ طبÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
گلاویژ که خشم و حسادتش کار دستش داد
۷ ماه پیشاسرا
1خزال بعدازبرخوردگلاویژباهش فهمیداین عجب زنی🙏
۷ ماه پیشآرزو
1عالی اماکاش طول پارت هابیشتربودتامیام برم توفازرمان پارت تموم میشه🥲🥲🥲
۷ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
عزیزم طول پارتها کاملا استاندارده، با این حال من پارتها رو پشت سر هم میذارم. پارت بعدی هم قرار داده شده و تا آخر شب پارت دیگهای هم میذارم🤍
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

م
1خیلی باید مواظبشون باشن،هم گلاویژ هست هم تهدیدای ابراهیم خان 🙏🏻