پارت چهل و هشتم :
خودش هم معلوم بود از حرفی که زده شوکه شده.
چشماش گرد شد، انگار تو ذهنش با خودش جر و بحث میکرد که "چرا من همیشه تو این موقعیتهای احمقانه گیر میکنم؟"
شایدم باعث و بانیش منو میدید که البته حق داشت.
از وقتی من اومدم ایشون هر روز با یه ماجرای جدید سروکله میزنه، حالام که به قول خودش چیز خورش کرده بودم.
من دیگه کنترل از دست دادم.
زدم زیر خنده...
البته نه یه خندهی نازک، یه ق
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ریما
0الیزا چه خوشگله🥺امیدوارم بتونن فرار کنن
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ هفته پیشالمیرا
0احساس میکنم خیلی خنگم چون نمی فهمم کی به کیه. پس فعلل ایگنور میکنم و ادامه میدم
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همه چی به مرور روشن میشه عزیزم
۱ ماه پیشیونا
0استرسی که من برای این رمان دارم و زندگی دلوین برای زندگی خودم ندارم😅💀✨️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم 😅
۱ ماه پیشریاحی
0خیلی برای پارت بعد هیجان دارم😂خیلی باحالن اینا مرسی بابت رمان قشنگت
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیشمبینا
0الیزا چه خوجل موجله 😍🥲 امیدوارم بتونن فرار کنن
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیشدینا
0یعنی الان اردوان دلوین رو دزدیده و مرد مخفی میخواد ازش محافظت کنه؟ بعدشم پس رادان کوو
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0چرا یه همچین چیزی رو برداشت کردی؟😂من چیزی نمیگم داستان اسپویل میشه
۴ ماه پیشدینا
0اخه الیزا گفت این ارد وانی که میشناسی اون اردوان نیست بعدش هم مکالمه دلوین و مرد مخفی قبل اینکه الیزا بیاد تو اتاقش یه جوری بود انگار مرد مخفی نمیخواست آسیبی بهش بزنه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۳ ماه پیشطناز
0خیلی خیلیییی خفنهههه این رمان یه نفس دارم میخونم خیلی خفنه بابا دمت گرم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۴ ماه پیشسیمین
0ای وای دلوین گیر عجب آدمی افتادییی🤧
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🤍
۴ ماه پیشسیمین
0دلم برای دلوین میسوزه واقعا حقش نبود اینطوری بشه مرد مخفی ظالم چی کار داری بچموووو
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشسیمین
0الیزا از دلوین بدبخت تره واقعا امیدوارم موفق بشن راحت بشن از شر این مرتیکه جانی
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشلیدا
0مرد مخفی کجایی بفهمیم کی هستی🤕
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۵ ماه پیششادی
2کاش مرد مخفی کسی باشه که به دل بشینههه کاش دور از فکر نباشه، کاششش اردوان باشهههه🗿🫡
۵ ماه پیشسایه
0وای نه من نمیخوام اردوان باشه🥺اردوان نباید قاتل باشه
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چی بشه😉🦋🤍
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که چی در انتظاره😉
۵ ماه پیشعدنانــ
0ای کلک میخواستم بدونم کی دوست داره الان پیشش باشم😂😂😂 بابا نترسید من همون ورا هواتونو دارم 🫡🫡 بالاخره یا تو مغزتونم یا تو فکرتونم یا تو دلتونم یا تو قلبتونم پیشتونم مواظبتونم🥰🥰🥰
۵ ماه پیشSana
0اتفاقا از اینکه اینورا حواست بهمون هست بیشتر می ترسم😂 دل با قلب فرق می کنه؟
۵ ماه پیشحنانه
0معلوم نیس🤣فقط عدنان میدونه😁
۵ ماه پیشحنانه
0احتمالا محدود شد ک ساکت شد😂
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره منم حدس زدم😂
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0کجایییییییی چرا نیستیییییییییییی
۵ ماه پیشSana
0نت نداشتممممم😭 دیشب بدون من خیلی خوش گذشته ها من نبودممممم😭😭 الان اومدم می خوام تازه پارت دیشب و بخونم
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0بخون بخون ساعت ۱ پارت جدید رو میذاره با بچه ها قرار گذاشتیم ان باشیم
۵ ماه پیشحنانه
0خوش اومدی عشقممم نگرانت شدم
۵ ماه پیشSana
0نگران نباشید فعلا زندم😂😂
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همیشه زنده باشی قشنگم🤍✨️🦋
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم🤍بمونی برام قشنگم🤍🦋✨️خوش اومدی
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0عدنان بیا پارت ۵۰ اومد
۵ ماه پیشسیمین
0این پارت پر از خنده بعدش نفسمان بدید یکهو دارک شد و استرس الیزا و دلوین بهم وارد شد
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام قشنگم🤍🦋✨️
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0چه غمناک 🫠