پارت ده :
هیچ حرفی نزد. حتی نگاهش را به چشمانِ گشادشده و وحشتزدهام نداد. فقط با قدمهایی بلند و محکم، مرا به دنبال خودش کشید. از میان قفسههای تاریکِ کتابخانه گذشتیم؛ قد بلند و بسیار کشیده بود و قوی، تقلای خفیف من برای بیرون کشیدنِ دستم، در برابر قدرتِ مطلقِ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

پرنیا
1امکان داره ازش بخواد مهرادو بکشه ؟؟؟؟