پارت پنجاه و سوم :

فصل پنجم:
سرمه
عرق بیدمشک را به زعفران دم‌شده و عسل ته استکان اضافه کردم و با قاشق هم زدم. هنوز فکرم درگیر حرف‌هایی بود که از سیمین شنیده بودم. شاید شاهان نمی‌دانست؛ اما من که دختر بودم، خوب درک می‌کردم که چقدر سخت است مجبور شوی پسری را که عاشقانه دوست داری، برادر بدانی! سیمین تا همان شبی را که در حیاط عمارت جمع شدند، برایمان تعریف کرد و بعد گریه‌اش شدید شد و صحبتش را تمام کرد. شا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    آفرین مردونگیو نشون دادی آقا میلاد.ممنون از رمان بی نقصد واقعا عالیه ملیکا جون خداقوت قلمت مانا 🤎🤎🤎🤎🤎

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    عالی بود ممنون خسته نباشید امیدوارم در این اوضاع بی بلا وخطر بمانید

    ۵ ماه پیش
  • عاطی

    2

    میلاد پرچمت بالاست😎😍 کاش همه انتقام گیرها شبیه تو بودن پسر😎😍 من میلاد دوست🩷♥️🩵

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    2

    من دلم می خواد لایک و کامنت بارون کنم این رمان شاهکار رو😍❤️ هرچی بگم از جذابیتش، کمه!

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    1

    آخه چطوری هربار زیباتر و جذاب تر و حرفه ای تر از قبل می نویسی و دل می بری بانو؟ بدون شک رمانی شاهکار و بی نظیر و فوق العاده هست😍❤️

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    1

    بی صبرانه منتظر ادامه شم، بس که جذابه😍❤️

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    1

    با رقص ماهرانه قلمت، دل می بری؛ بانو😍❤️

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    0

    غیرقابل پیش بینی و هربار جذاب تر و دلبرانه تر از قبل😍❤️ خیلی ممنونم ملیکا بانوی جان دلم❤️ سال نو مبارک باشه، صد سال به این سال ها ان شاءالله عزیزم... ان شاءالله همیشه سلامت و موفق باشی و بدرخشی بانو❤️

    ۶ ماه پیش
  • راحله

    0

    ممنون از پارت زیباتون عزیزم کاش شدو هم پارت میدادین چند تا

    ۶ ماه پیش
  • مژده

    0

    چرا سرمه هنوز دل به شاهان نداده این خیلی بد و خطرناکه

    ۶ ماه پیش
  • سارا

    1

    😍😍😍خیلیییی خیلیییی قشنگ بود ممنون بدجور وابسته رمانت شدم😘😍

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    2

    پارتی خوشمزه زیبا جذاب وبی نظیر ی بود خیلی از شخصیت میلاد خوشم اومد آدمی منتطقی باشعور شخصیت کمتر کسی این جور پیدا میشه مرسی ملیکا جون عید فطر مبارک

    ۶ ماه پیش
  • مینا

    1

    عزیزم سال نو ی شما هم مبارک حسابی سوپزایز شدیما چه پلرت قشنگی چقدر اتفاق داشت 🙏❤️❤️

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️