پارت چهل و یک :
لبخند الانم دقیقا مثل آفتابِ صبحگاهی بود که آروم از لبهٔ پنجره میلغزید و همهٔ سایهها رو فراری میداد.
تموم اون حسهای مزخرف و منفی که از حضور اون سلیطه بهم دست داده بود، یه طورایی انگار توی تارو پود این کوزه رفته بود منتها به یه اثر هنری خوشگل تبدیل شد.
لبخند روی لبام غلیظ تر شد.
چشمهامو بستم.
دیگه نه بوی دروغ میومد، نه بوی خیانت...فقط بوی زمین بود، بوی آغاز...
و من بعد ا
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
🦢AVAZ GHO🦢
0اوو اعتراف داریم اینجا میبینم 🥹😂
۱ هفته پیشخدادوست
0اون تشبیه شهر و تعفن و له کردن آدماا… واقعا حرف نداشت کیانا جونی❤️🫂
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۴ هفته پیشطاها
0از لعنت به این زندگی تا پر کردن فلاسکو…😂😭 این مرد با عمل دوست داره نه با حرف 😭💙
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشالمیرا
0من داشتم عکس ها رو میدیدم، چرا یادم نمیاد رادان کیه😐 جرعت هم نمیکنم کامنت هارو نگاه کنم میترسم اسپویل شم
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0بخون متوجه میشی رادان کیه رادان هنوز اونجا وارد نشده
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله درسته
۱ ماه پیشحنانه
0رادان جزو نقش اصلی هاست تا همین حد بدون😂هنوز نیومده تو پارت ۴۱ هستی جلوتر بری وارد میشه
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فعلا اون پارتی که شما هستی رادان وارد نشده رادان جزو شخصیت های اصلیه
۱ ماه پیشالمیرا
0مهبد هم مشکوکه. اصلا همه مردا چه تو رمان چه واقعیا مشکوکن.
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیششیما
0توی عکس شخصیت ها چهره مهنا و رادانو خیلی دوست😭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۳ ماه پیشدینا
0من مهسا و رادان رو شیپ میکنم حتی به غلط
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۳ ماه پیشMaedeh
0چرا همشون مرموزن🥲😂
۴ ماه پیشحنانه
0ماجرا پیچیده تره بیا جلوتررررر میفهمی
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍✨️🦋
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هیچ شخصیتی توی این رمان بی گناه نیست
۴ ماه پیشیلدا
0نه عشقه البته میخوام اینطور فکر کنم که از سر عشقهههه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشیلدا
0خیلی باحاله دلوییین😂عاش ایده ها و مغزشم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشآلا
0اییییییییی مهبد و حرفاش اخ خدا امیدوارم چیز بدی زیر سرش نباشه
۴ ماه پیشعلیا
0هرچی جلوتر میره قشنگ تر و بهتر میشه حسابی ذهنم درگیر شده
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم علیا قشنگم😍بمونی برام عزیزم🤍🦋✨️
۵ ماه پیشپیام
0چرا خسته نباشم؟ حنانه خانم چه ربطی به متولد ۸۱ بودن داره، کجا تخریب کردم ؟؟!! منظور از ذهن دارک، همون قلم و شیوه نگارش متن به صورت دارک هست، دیگه مشخصه داریم راجع به رمان و نویسندگی حرف میزنیم😂
۵ ماه پیشحنانه
0نه بابا منظورم پرسش انکاری میگن چی میگن اون یود😂😂دارک اصلا کلمه بدی نیست که به یکی بگی تا تخریب محسوب بشه یا نشه میدونم بابا😂😂🫡
۵ ماه پیشپیام
0ایشالا که خیره😂
۵ ماه پیشحنانه
0ایشاللههه😂
۵ ماه پیشسپیده
0استاد بزرگوار الان شما نظرتون راجب پارت بعدی چیه؟
۵ ماه پیشسپیده
0عه پارت ۴۱ هستی فکر کردم پارت ۴۶
۵ ماه پیشپیام
0۴۶ هم خوندم، به نظر این پسره که دوست دلوینو میخواد و اون رادان برای اذیت کردن اردوان باشه، فعلا اردوان نمیخوره بهش که بدترین نقش باشه، هنوز گیجم ولی این مرد مخفی رادانه یا اردوان، یا اصلا هیچکدام، تعدد کاراکتر زیاده، این همه گیج کنندگی خوب نیس
۵ ماه پیشسپیده
0داخل کاور عکس دو نفره پس یعنی نقش اصلی ها اردوان و رادان هستن 🙃مرد مخفی یکی از اون دوتاست😭😭
۵ ماه پیشپیام
0به نظرم منطقی همینه، ولی خب توصیف اون مرد مخفی که اولش با ترس کابوسشو دید و تو حیاط خونه اردوان دیدش با اردوان همخوانی نداره، احتمال داره مرد مخفی نه اردوان باشه نه رادان کلا گیج کنندگی زیاده ذهن باز و کسیو میخواد که خوب کنار هم بچینه داستانو
۵ ماه پیشسپیده
0اره دقیقا حالا دو مورد هست یا در طول رمان اخلاقشون عوض مبشه و تبدیل به همون مرد مخفی میشن یا طرف هنوز وارد رمان شده یا حتی میتونه یکی باشه که الان هم توی رمان هست ولی داره تظاهر به خوب بودن میکنه😁
۵ ماه پیشسپیده
0البته باز هم فرمون دست کیاناست خودش بهتر میدونه😂
۵ ماه پیشسارا
0مرد کجایی؟ خبری ازت نیست نگرانتیم😥
۵ ماه پیشپیام
0۲۳ پارتو فقط نخوندم، قربانت سلامت باشی یه کم درگیر بودم، زنده باشین بالاخره رمزگشایی کردین😁؟
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0والا هنوز نه اما رادان وارد رمان شده و امشب قراره با دلوین صحبت کنه نگران شدیم نبودی 😊🫠
۵ ماه پیشحنانه
0راستی اون خسته نباشیدی که بهت گفتم برای شیفتت بود گفتم خسته شیفتت نباشی
۵ ماه پیشپیام
0اهاا😂 قربانت سلامت باشی🙏🏻
۵ ماه پیشحنانه
0سلامت باشی🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قراره چی بشه نگران نباش همه چی روشن میشه
۵ ماه پیشسی سی
0خیلی خوب مهبد حرف زد واقعا حرفای قشنگ بود
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
💋🤍
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0عشق هست بنظرم ولی دلیل دیگه هم میدونه باشه چون گف اردوان معرفی کرده شوکه شد