پارت نوزده :

در راه پله صدای فریادهای شکوه را می شنوم و بازار گرمی که برای مظلوم کردن خودش و ظالم نشان دادن من می کند.
-دیدین چی‌ گفت؟ همه اتون شنیدین؟ به من گفت مار!!! منظورش اینه من زبونم زهر داره، از زبون مثل شمشیر خودش نمیگه.
این وسط به تعبیر عطا خنده ام گرفته است.
-نه مامان، مار میشه خودش تو میشی پونه، در حقیقت به تو گفت گل به خودش حرف زد.
-برو بابا توام ده سال توی این مملکت نبودی از هیچی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Rosa

    0

    میشه دوتا دوتا رایگان کنین:)))؟؟

    ۴ ماه پیش
  • Rosa

    0

    من دکترو ب عطا ترجیح میدم اونا همه روانیننن

    ۴ ماه پیش
  • هیفا

    0

    نمیشه برای ما رایگان ها درهفته دو پارت بازکنید ممنون میشم رمانتون واقعا عالیه

    ۵ ماه پیش
  • آمنه

    0

    ای بابا این چنین دلباخته داره برای چی با آدمی که دوستش نداره و فقط همخونه هستند مونده شاید اون هم توانست زندگی بهتر و بدون دعوا داشته باشه

    ۵ ماه پیش
  • م

    4

    کی گفت تو مراقب بیمارا باشی،همین که اون بیمار نترکیده هنر کردی،این دکتر وحدتی مگه نمی دونه صنم متاهله 😏🙏🏻

    ۵ ماه پیش
  • •مریم•

    6

    مگه سه شنبه ها روز پارت گزاری نیست؟ چرا پارت20 ارسال نشده🥲🤦🏻 ♀️💔

    ۶ ماه پیش
  • Hadis

    3

    دقیقا منم خیلی منتظرم.🫠

    ۶ ماه پیش
  • •مریم•

    2

    رمان برای کسایی که اشتراک نخریدن سر تایم خودش آپلود میشه ولی برای ما نه😂🙂

    ۶ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    مریم قشنگم اینطورنیست مسافرتم ودرگیر پرستاری از مادرشوهرم انشالله به روال عادی برمیگردیم وبه موقع پارتگذاری میکنم مریضی زیادشده قشنگها مواظب باشید سرمانخورید😘😘

    ۶ ماه پیش
  • •مریم•

    2

    امیدوارم خدا سلامتی بده بهشون 🍀✨ رمان تون خیلی دلنشین هست و همین هم باعث شده من منتظر باشم تا سریع تر پارت های جدید رو بخونم 🙏🏻

    ۶ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    اره قشنگم نرسیدم پارتوبزارم افتاد پنج شنبه

    ۶ ماه پیش
  • یلدا

    2

    انتظار برای این رمان خیلی سخته، بی نهایت کنجکاوم بدونم آخرش چی میشه.

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    2

    جای تعجبه که زن اعلا ازش طلاق نمیگیره..دلیلش چیه ؟ اصل ماجرا چی هستش ؟

    ۶ ماه پیش
  • ریحانه

    2

    ای وای حالا اد اعلا الان میاد این دوتا رپ میبینه داستان میشه وااااااای ، نه توروخدا این بچه همینطوری گرفتار هست

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️