پارت سی و هفتم :
اردوان_اراده امروزت به موفقیت فردات ختم میشه.
کنجکاو بهش نگاه کردم و قاشقی که بالا برده بودمو پایین آوردم.
با چشمهای ریز شده پرسیدم:
_منظورت چیه؟
یه تای ابروش بالا پرید و ادامه داد:
اردوان_پس قطعا خودت میتونی از پس مشکلاتت بربیایی فرشته خانوم
_منظورت اینه منو از خونهت بیرون میندازی و تنهام میذاری؟
اردوان_من فقط مسئول حرفیم که زدم...نه چیزی که تو برداشت کردی.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم زن رادان
0سلام سلام من باز اومدم..رادان عکسش چه جذاب تر شده😍
۱ ماه پیشفائزه( زن صابر)
0سلاام ترنم جوون😍برگشتی عزیزم😎عا تازه عکسای جدید بیشتری داریم
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0سلام ترنم جونم اره تازه هومان هم داریما😂
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0بذار مهسانو بکشم 😤😤
۲ ماه پیشالمیرا
0اوکی. مهسان اردوان و دوست داره. بهراد مهنا رو دوست داره. مهبد نویان و دوست داره. بقیه هم سینگل🤣.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۳ ماه پیشAse
0من خیلی به اونیکه دوروبر ماشین اردوان می پلکید مشکوکم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشترنم زن رادان
0اونی که جلو ماشین بود از آدمای دشمن اردوانه و مهسان رومخ گفت نقطه ضعفم ی نفر دیگست شاید رادان یا اردوان..اصلا همش زیر سر این مهسان و اون فرد جلوی ماشینه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ ماه پیشترنم زن رادان
0واای جر و بحث هاشون خیلی باحاله فقط اونجا که دلوین برا نهار و شام و..قیمت میذاشت🤣🤣
۴ ماه پیشمبینا لیانی
0خیلی نرخش پایین بود ولی🤣
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه پول لازم داره😂🫠
۴ ماه پیشترنم زن رادان
0من دارم از گذشته لذت میبرم یعنی پارت های بعدی چه اتفاقاتی برا زندگی دلوین پیش میاد
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ ماه پیشترنم زن رادان
0مهسان هم شد قوز بالا قوز باز میخواد چه گندی بزنه؟
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشیلدا
0اردوان خیلی باحاله رفتاراش😂سرد بودنشو دوست دارم و همیتطور طنز های عجیبی کا داره
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۴ ماه پیشخیلی رمان خوبیه
0مهسان رو مخ 🤒
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۵ ماه پیشمرجان
0اون مردی که اطراف ماشین میپلکید مشکوکه حالا امیدوارم ماشینشون دستکاری نکرده باشه
۶ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۶ ماه پیشنونو
0یعنی جروبحث های بینشون فوق العاداس😆
۶ ماه پیشجلالی
0چه قدر از این دختره بدم میاد مهسان خیلی مزخرفه بگو چی کار داری به تو چه اخه
۶ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠💔
۶ ماه پیشسوزان
0متاسفانه منم مثل دلوین الان سرماخورده هستم و خیلی سخته واقعا به جای پیتزا بشینی سوپ بخوری🥲😂
۷ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
متاسفانه منم همینطور🥲
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

عاشق رمانتم عزیزم
0این رمان حدف نداره فوق العاده اسست