پارت هشتاد و دوم :

پارت_66
****
با حس بوسیده شدن گونه‌ام پلک‌هام رو کمی از هم فاصله دادم. خواب‌آلودگی شدید باعث میشد نتونم همه چیزو واضح ببینم.
یعنی الارا هنوز نرفته بود!
پلک هام‌و دوباره روی هم گذاشتم وگفتم:
_اِلارا نکن می‌خوام بخوابم.
اما اون متوقف نشد .حتی بعد از تموم شدن جمله‌ام کف دست هاش رو نوازش وار روی سینه ام کشید.
پس هرچیزی در مورد اون دختر فکر میکردم درست بود،اونم یکی بود م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    روز اول عیده و من اینجا منتظر پارت جدیدم😍😂

    ۴ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    دارهههه میااااااد🥹🍓

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    سلامتی🌸سعادت🌸سیادت🌸سرور🌸سروری🌸سبزی🌸سرزندگی هفت سین سفره زندگی ت باشد. نوروز مبارک 🌸 سال خوبی داشته باشی فرگل جانم😘

    ۴ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم قربونت برم نوروز شما هم مبارک باشه ،امیدوارم بهترین سال زندگیت بشه امسال🍓❤️

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    ممنون برای این پارت قشنگ، آخرین پارت تو این سال خیلی شیرین و قشنگ بود🥹 امیدوارم سال بعدمون و پارت بعدمون هر دو شیرین و قشنگ باشن🥹😍

    ۴ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عزیزم پیشاپیش سال نو مبارک🥹💝شیرینی از خودته.پارت بعد هم قشنگه🥲🍓

    ۴ ماه پیش
  • Fati

    0

    داداشمون عاشق شدههههههههه✨️✨️✨️✨️✨️ وای دارم اکلیل بالا میارممممممم🥹🥹🥹🥹

    ۴ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عزیزممم🥹😭

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    هنوز درگیر قشنگی پارتم🥹🥺 دلم میخواد از اول بخونمش😭😍😂

    ۴ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    🥹💝

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    وااااااااااااای 😭😭😭😭چه پارت قشنگی بووووووووددددددد😭😭😭😭😭عشق کردم😭😭😭😭😭عالی بود عالیییییی خداروشکر طولانی هم بود و زود تموم نصد😍 وای ریون بچم داره عاشق میشه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۴ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عزیزم 🥹🤍

    ۴ ماه پیش
کپی شد!