جایی میان آغوشت به قلم سمانه حسینی
پارت شصت و یک :
سرفه کنان دست مشت شده ام را
مقابل دهانم گرفتم،
صدایم در گرفته ترین حالت ممکن
حتی برای ادای کوچکترین کلمه ها
به زحمت می افتاد و
رد خون مردگی که دور دست و پایم مانده بود
دلم را بهم میزد.
از همه بدتر اما چشم هایی بودند
که به محض بسته شدنشان
تصویر آن دخترک بی جان را بارها و بارها
مرور میکردند.
نفسم را فوت کردم و با صدای در
نگاهم را به پشت سرم دوختم.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره والا😄
۲ ماه پیشMohad76
2رفته خونه مامان سلما درسته🤩🤩
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آرههههههه🥰
۵ ماه پیشShiva
2کجا رفت شیدا🤔
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
برو پارت بعدی😉
۶ ماه پیشسارا
2قشنگ بود ❤️
۶ ماه پیشسرو
2خبری از آقایون نیست بد شکست عشقی خوردن
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره نیستن😁
۶ ماه پیشسرو
2سرهنگ هم بازبون بی زبونب خواستگاری کرد
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
یه جورایی😉
۶ ماه پیشسرو
1وای چه سوپرای باحالی بود مرسی 😍
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فداتتتتت
۶ ماه پیشآیدا
1امیدوارم رمان به این زودی ها تموم نشه😭💔
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
اینقدر که من دارم تند تند پارت میذارم فکر کنم خیلی زود تموم بشه🥲
۶ ماه پیشسهیلا
2واااااااااااااای آخرش رادمهر بود😍😍😍😍 عسلای من
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عسلچه ست🥰
۶ ماه پیشهجران
2تو این چند روز رفتم از اول دوباره رمان و خوندم واسه دومین بار تا این پارت. واقعا وقتی میخونم از دنیا کنده میشم اینقدر که این قصه قشنگه واقعا ممنونم🥺🙏🏻
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزدلم🥺♥️
۶ ماه پیشآهو
2دلم قیلی ویلی میره وقتی سرو کله رادمهر پیدا میشه😍
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
اوخوداااااااا🥰
۶ ماه پیشمیم
2بیچاره سرهنگ چقدر خواهش و التماس کرد اینم نم پس نداد نمی دونه خودش از پسرت بدتره حالش😮
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره به خدا🥺
۶ ماه پیشمیم
3خبرو دلت نیومد پشت تلفن بگی یا پسرت مجبورت کرده حضوری تشریف بیاری جناب سرهنگ 😏
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
گزینه دوم😁
۶ ماه پیشمیم
3وای چقدر قشنگ،هر پارت میگم این بهترینش بود اما بعدی باز قشنگ تره 🤗🙏🏻🖤
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای تو🥰♥️
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
2اوخی رادمهر و سوپراز کرد؛ هی یه رادمهرم نداریم که قند تو دلمون اب کنه و قلبمونو به تالاپ تولوپ بندازه🤞🏼😂😔😂