پارت دویست و بیست و چهارم :
احساس میکنم با این جمله یک اعلام جنگ به داوین میدهی. داوین که از بازی به وجود آمده خوشش آمده و اگر از من بپرسی زمینه ایجاد آن را هم خودش فراهم کرده است، با سرخوشی میگویند.
- دیگه من وقت اضافه زیاد دارم. سعی میکنم از وقتای اضافهام درست استفاده کنم و به بقیه کمک کنم.
- مگه کسی از شما کمک خواست؟
جنگی میان داوین و تو شروع شده است. میمانم که این وسط چه بگویم که اوØ
لطفا صبر کنید...
