پارت چهل و هشتم :

سرمه
تا نهار یک ساعتی طول کشید و من در این یک ساعت هزار بار مردم و زنده شدم. برای یک ساعت دیگر بلیت رزرو کرده بودم و مثل دیوانه‌ها هر ثانیه ساعت را چک می‌کردم. پدر هم با دیدن اضطراب من هر بار یقین در چشم‌هایش بیشتر می‌شد. هرچند که خودم مطمئن بودم هنوز عاشق نشده‌ام؛ اما این حقیقت که او مرا بیشتر از خودم می‌شناسد هم می‌ترساندم. بالاخره سفره‌ی نهار را انداختند و همه دور آن نشستیم. به‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    ممنون از رمان خوبت ملیکا جون خسته نباشی گلم عالی بود قلم زیبات مانا❤️❤️❤️❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    زهرام عاشق ملیکاست 💋❤️

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    🌸💅🏻🎀🩷👑

    ۵ ماه پیش
  • باران

    0

    ممنون از تو عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • رها

    2

    از رفتار پدر سرمه خیلی خوشم اومد .

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای‌جااانم نوش نگاهت💜

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    خیلی محشر بود قند تو دلم آب شد بینظیر بود خسته نباشید ممنون

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزدلممم نوش نگاهت😍💋

    ۶ ماه پیش
  • هیفا

    1

    عاشقی چه میکنه به کل پدرشو فراموش کرد🤭

    ۶ ماه پیش
  • shiva

    1

    واییییییی قند تو دلم اب شد برا شاهانو سرمه😍😍

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اوی خدا❤️😍

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اوی خدا❤️😍

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    1

    آخ خودا چقد قشنگ این دونفر دلبری میکنن قلبم اکلیلی شد 🥰🤍🥰🤍

    ۶ ماه پیش
  • میترا

    2

    عاشق این ناز و نیاز هستم عشق باید دوطرفه باشه تا جذاب باشه

    ۶ ماه پیش
  • ماه و نگهبان ماه

    1

    من استرس دارم واسه سرمه و صحرا از بابت سهیل چون یه روانی به تمام معنا

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    حق داری فرزندم🫠👀

    ۶ ماه پیش
  • آیدا

    1

    چقدر کیف میکنم از خواندن تک به تک کلمات این رمان

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اخ قربونت برم خببب😍😍

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    1

    وای وای پارت فوق العاده دلنشین و جذابی بود ممنون عزیزم دلم غنج رفت ممنون بابت پارت هدیه

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    قربونت برم اخه من عزیزکممم💋♥️😍

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    1

    آدم عاشق میتونه خوب عاشقی رو ترسیم کنه باز ملیکا بیاد بگه من سینگلم🤪🩵😉😬🩵 از همین شاهان ها داری چند جین بفرستی برای بچه ها...ما هممون بلدیم سرمه بشیم😁😉

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    تکذیب میکنم👀 من سینگل به گورم😂♥️

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    2

    شاهان و سرمه، خیلی به هم میان... دلم رفت براشون... جذاب ترین عاشقانه ی جهان😍❤️ بهترینی بانو❤️

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دورت بگردم خب خداروشکر دوست داری قندم♥️

    ۶ ماه پیش
  • مرضیه

    2

    چه دلبری هم میکنه لامصب نکن دختربچمون مریضه 🤭

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    تازه دکترم اخطار داده که فعالیت زیاد نکنه👀😂♥️

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️