پارت ده :

در حالی که تقلا می‌‌کردم خودم را از زیر دستان پرقدرت دایی آزاد کنم، فریاد می‌‌زدم:

ـ ولم کن دایی! تا از دست من یه کتک مفصل نخوره آروم نمی‌‌شم.

ـ من خودم اون کتک مفصله رو بهش می‌‌زنم. تو خون خودتو کثیف نکن دایی جون.

کمی آرام گرفتم. د ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!