پارت بیست و چهارم :
تسی همینطور بهم نزدیک تر میشد.
وحشت زده جیغ کشیدم و از ته دلم خدارو صدا زدم...خدایی که شک نداشتم شاهد این صحنه بیرحمانهست و اجازه نمیده یه همچین پایانی برای داستان زندگیم رقم بخوره.
بین زمین و آسمون معلق بودم.
دستوپا میزدم تا شاید بهم رحم کنند اما انگار رحم برای آدمای اینجا معنی نداشت.
همینکه تسی بیشتر به سطح آب اومد، صدای نعره یه نفر باعث شد وحشت زده چشم از تسی بگیرم و به س
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم
دیروزیه غریبه
0یعنی نفسم بند اومده بود و وحشت زده فقط میخوندم😶😶👌👌
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۵ روز پیشطهورا
0خیلیی خفن و نفس گیر بودد
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۵ روز پیشفتانه
0خیلی عالیه رمانت خیلی خیلی خفن بود یعنی اصلا موندم چی بگم این چی بود وای💀
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۴ هفته پیشترنم زن رادان
0به به سلامممم من اومدم و بازم سوپرایز شدمممم😍
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0ترنم خودتی؟ همونیکه قبلا با فاطمه و حنانه اون اولای رمان چند نفری اینجا لاس میزدیم؟
۱ ماه پیشترنم زن رادان
0سلام سارا جونم چطوری دلم برات تنگ شده آره خودمم درگیر کارام بودم و الانم سرم خلوته و همراه شمام..ببینم کسی جامو گرفته زن رادان شده ؟😂😂
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خوش برگشتی عزیزم اره دینا هم زن رادان شده😂😂
۱ ماه پیشترنم
0مرسی اشکالی نداره بالاخره اولیش خودم بودم عشق اولشم😂
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره هیچی عشق اول نمیشه😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۴ هفته پیشسارا(منشی کیانا)
0تازه کیانا یه استوری هم گذاشت یه عکس جدید از رادان انقدر کراش بود حسودیم شد بهت که زنشی🤣😅
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب🤭
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب🤭
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوش اومدی عزیزم🤍
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
آره عزیزم خودشه😂🤍👌
۴ هفته پیشفائژه
0عه سلام عزیزم😍😍جات خالی بود حسابی دختر
۱ ماه پیشترنم
0ذوق،سلام عزیزم فکر نمیکردم کسی منو یادش باشه منونم
۱ ماه پیشفائزه
0مگه میشه ما اکثرا کسای بودیم که از همون اول این رمانو شروع کردیم از یاد نمیره
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونید برام قشنگم🤍💋
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چند بار خبرتو گرفته بودن عزیزم
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام قشنگم خوش اومدی عزیزم😍💋
۴ هفته پیشترنم زن رادان
0تمام مدت چشام گرد بود و کلی متعجب شدم..کیانا فقط از تو این آوردن هیجان برمیادا🙃
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0وای خودتی دختر😭😭😭اره خودتی نیومده شده بودی زن رادان کجا رفتی یهو چه خوبه اومدی😭❤️
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
تازه کجاشو دیدی😉
۴ هفته پیشترنم
0خیلی وقته نیومده بودم و دلم تنگ شده بود درسته ی چیزایی به یادمه فکر کنم این فرد که نجاتش داد رادان و مرد وحشی اردوانه
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۴ هفته پیشلیام
0این دیگه چی بود من خوندم خدایااااااااا😭😭💀💀💀💀💀💀💀💀💀
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
تازه کجاشو دیدی😉
۱ ماه پیشJyjy
0وای تمام مدت با وحشت تمام نفسم تو *** حبس بود🙀😰😰😰😰خیلی ترسناک بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤍🫂
۱ ماه پیشFgg
0شاید اون مردِ مخفی همون کسیه که زمانی دلوینو دوست داشته… و حالا تبدیل به یه هیولا شده.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۲ ماه پیشMaedeh
0انگاری مسموم کرده بودن نوشیدنی رو یا چی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
جلوتر بیایی متوجه میشی عزیزم
۲ ماه پیشپناه
0الان این مردی ک با دلوین حرف میزنه کیه گیج سدم بهراد یا اردوان
۲ ماه پیشفاطی
0مشخص نیست هویتش رو ما باید پیدا کنیم ما الان پارت ۹۳ هستیم تو هنوز اولی بخون بیا جلوتر میفهمی ماجرا پیچیدست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قشنگم پنهونه....بیایی جلوتر باید تز سرنخ ها تشخیص بدید و پیداش کنید
۲ ماه پیشZizi
0کنجکاوم واسه ادامه ی خوندنش ولی احساس میکنم پایانش خوش نیست مرددم واسه خوندنش😐😔
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0پایان همه رمان های کیانا خوشه
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله عزیزم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
به رمانم خوش اومدی قشنگم🤍✨️نه پایان رمان خوشه خیالت راحت
۳ ماه پیشاراز
0خیلی ترسناک و نفس گیر بود این پارت😭وای قلبم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۳ ماه پیشنهال
0همینطوری فقط ما دلوین رو می شناسیم بقیه رو هی براش لقب میزاره؟؟
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منظورت رو متوجه نشدم عزیزم
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

تارا
0این دیگه چی بود بلا به دور 💀💀 نفسم تو *** حبس شد