پارت صد و چهارم :

به آرامی اولین صندلی کنار در را انتخاب کرده و روی آن می نشینم. مانند کسی که متهم است روبروی احسان بزرگمهر نشسته ام. او که پشت میز نشسته است مانند یک قاضی موشکافانه مرا نگاه می کند. احسان بزرگمهر را در لباس یک قاضی تصور می کنم. تصور می کنم که او الان یک چکش هم در دستش دارد و با آن روی میز می‌کوبد و به من می‌گویدکه جلسه از الان رسمی است.

با این فکر لبخندی بر لبم می نشیند. احسان بزرگمهر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!