پارت چهل و چهارم :

نشسته بود توی فضای سی‌آی‌پی فرودگاه.
راحت؛ اما مرتب در یک پیراهن لینن با یقه مردانه و ادکلنی که از نبض گردنش بر می‌خاست.
- ستون جان خیلی نگرانته! می‌گفت خان شخصا به هر سفری نمی‌رفت هرگز! والا راستم میگه... الان جریان چیه؟
از روی شانه به اشکان نگاه کرد که او هم روی یکی از مبل‌های ساده و کرمی نشسته بود.
- می‌خوام اسب‌هایی که قراره به خاطرشون پول بدم رو خودم از نزدیک ببینم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    عالی و جذاب بود مرسی بانو جان ❤️ ❤️ ❤️

    ۴ ساعت پیش
  • Parvaneh

    0

    بح بح چه پارت جذاب و عشقولانه ای 😍😂 این دوتا عاشق هم شدن اسما اشکان هم در تختن بخدا 😂😂😂

    ۶ ساعت پیش
  • سرو

    0

    اشکان خوب آمد ستون را خیلی باحال بود کلی خندیدم

    ۱۰ ساعت پیش
  • ایلما

    0

    توجه کردنشم خاص سورن حتی کم محلی که میکنه

    ۱۳ ساعت پیش
  • Zar

    3

    و واقعا چقدر خوشحالم این دفعه که سورن عاشق بشه دیگه منوچهری نیست که سنگ بندازه و هی استرس به جون این بچه ...

    دیروز
  • Fatemeh

    0

    ولی از آزاده جون باید ترسید فکر نکنم پدر نیلی و یا نیک اذرها بیکار بشینن البته ک سورن الان قدرت محافظت کردن از دنیز رو داره

    دیروز
  • ترنم

    1

    پدر نیلی که تکلیفش تو مهمیز مشخص شد..مُرد دیگه

    ۱۹ ساعت پیش
  • Fatemeh

    0

    اره اونو ک سورن کشتش منتظورممممم پدر دنیز بود نمی دونم چرا نوشتم نیلی 😂💔

    ۱۶ ساعت پیش
  • Fatemeh

    1

    اصلا یعنی هر دفعه تو این رمان به مرگ نیلی اشاره شد من گریه ام گرفت و ادامه پارت رو با چشمای خیس خوندم🥺😭😭🖤

    ۱۸ ساعت پیش
  • ترنم

    1

    حالا این اشکان و اسما که میخوان رفیقاشون به هم برسن چرا خودشون تلاش نمیکنن برای به هم رسیدن خودشون،ترکیب اسما و اشکان خیلی قشنگه اتفاقا

    ۱۹ ساعت پیش
  • ترنم

    3

    اشکان چقد خوب و باحاله..هی میگه حواست به اینا باشه چهارچشمی اونم به کی؟جلالی😂😂

    ۱۹ ساعت پیش
  • ترنم

    3

    قراره پارت های بعدی شاهد حسادت جلالی به خانم دکتر باشیم..این جلالی هم تو این سفر نقش مزاحم رو داره ایششش

    ۱۹ ساعت پیش
  • ترنم

    2

    چرا بی هوا و یهویی براش مینویسه خوبی؟ خب نگرانش میشه..وااای پسرم عاشق شد

    ۱۹ ساعت پیش
  • ترنم

    3

    دنیز خانمه خوشگله تیپ خوبی داره از همه مهمتر خانم دکتره تو کارشم که حرف نداره..دیگ چی از این بهتر سورن خان؟

    ۱۹ ساعت پیش
  • ترنم

    2

    سورن انقدرررر از دنیز تعریف کرد که حس میکنم روش کراش زدم😂واقعا سورن دوستش داره الکی مقاومت میکنه

    ۱۹ ساعت پیش
  • هدی

    1

    سورن زیر ذره بین نمیتونست حال دنیز رو بپرسه پیامک داد😂

    ۲۰ ساعت پیش
  • هدی

    0

    حالا نوبت به شما هم میرسه اسما خانوم ببینیم چه میکنی؟😆

    ۲۰ ساعت پیش
  • M.B

    0

    سلامم خانم دریکوندی عزیز خسته نباشید حسابی چه زیباااا و دلنشین بود تصورات و فکر های سورن درباره خانم دکتر جذابمون🫠🙃🙂 ↕️ مشخصه سورن خان بدجور دارن دل میبازن به به🤭🤭 به شدت منو یاد آهنگ" باب دلمی " محسن چاووشی انداخت به نظرم خیلی به حال سورن میاد 🥲😍

    ۲۰ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.