پارت چهل و سوم :

توی مسیر برگشت، بی توجه به کولر روشن پنجره را پایین کشیدم تا کمی هوا بخورم.
بغض داشت خفه‌ام می‌کرد و اکسیژن تازه می‌خواستم.
خدا می‌دانست مادرم آن سال‌ها چقدر از این حرف‌ها شنیده بود...
این موضوع چیزی نبود که برایم عادی شود. کسی زخم‌هایم را لمس می‌کرد و من تا ساعت‌ها غمگین می‌شدم...
حالا هم وضعیت همین بود!
آن زن من را یک گزینه برای پسر مجردش دیده بود... اصلا فرضا که بین م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • جانان

    0

    سورن خیلی جنتلمنِ، مرد مورد علاقه منه با اینکه مافیاست ولی خیلی با شعوره و شخصیت هستش 🩷🩷

    دیروز
  • جانان

    0

    چرا قضاوت کردند زندگی مردم کار ظالمانه ای هست. هیچ *** دوست نداره اینجور اتفاقات رو تجربه کنه. همه بهترین ها رو میخوان ولی یسری چیزا خارج از اختیارات ماست

    دیروز
  • ترنم

    0

    چه یهویی به دنیز فشار اومد..انگار همه چی دست به دست هم داده این دختر تو خودش بره و انقد غمگین شه💔

    ۲ روز پیش
  • ترنم

    0

    واقعا چطور این همه سال بی تفاوت بوده و ازشون خبری نگرفته؟پس از این به بعدم همینجوری باشه دنیز کم غصه داره اینم نمیخواد بهش اضافه شه

    ۲ روز پیش
  • ترنم

    0

    در برابر مهربونی و جنتلمن بودن سورن زبانم قاصره😍بچم واسه خودش آقایی شده

    ۲ روز پیش
  • Sogi

    0

    بابای دنیزم این وسط وقت گیر آورده ها برو همونجا که تا الان بودی🦖این همه سال یه سراغی ازشون نگرفتی تازه یادشون افتادی؟مردک جومونگ نما😒

    ۲ روز پیش
  • Sogi

    0

    سورن خان این رفتارا جدیده ها شدی مثل غریبه ها😔تا باشه از این رفتارای جدید و جنتلمنانه😁

    ۲ روز پیش
  • میم

    2

    بره گم شه همونطور که این سی سال شده،و این دوتا رو ول کرده،دلم مگه داره که تنگ بشه،دنیز که اصلا ندیده و حسی جز تنفر نمی تونه داشته باشه اما رعنا دیگه زندگیشو گذاشته پای دنیز،تو جامعه ما حال یه مطلقه مثل الان دنیزه،اگه کسیم بخوادش بچشو نمی خواد 😡🙏🏻🖤

    ۳ روز پیش
  • ایلما

    1

    سورن خیلی عوض شده اخلاق و رفتار درکش

    ۳ روز پیش
  • آتنا

    2

    من ورژن عاشق سورن رو برای نیلی رو تو مهمیز دیدم، دلم می خواد ورژن عاشقش برای دنیز رو هم ببینم، خیلی کنجکاوم

    ۳ روز پیش
  • آتنا

    2

    دنیز رو درک می کنم، تو دوران پی ام اس آدم خیلی دل نازک و پرخاشگر میشه

    ۳ روز پیش
  • آتنا

    2

    تهمینه واقعا باید بخاطر اینکارش از دنیز عذرخواهی کنه، گرچه عذرخواهی بعد از اینکه انقدر دنیز رو ناراحت کرده به درد نمی خوره اما بازم باید اینکارو کنه.

    ۳ روز پیش
  • ساناز

    1

    🧡💙❤️💜🩵🤎💚✋️🩷🤍💛

    ۳ روز پیش
  • Fafa30

    3

    سلام آزاده جون خوش قلمم... عالی بود سورن چقد با درک شده کلا شده یه سورن دیگه خوشمان آمد.

    ۳ روز پیش
  • فاطیما

    1

    عالی بود مرسی عزیزم ❤️ ❤️❤️❤️

    ۳ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.