پارت چهل و یک :

نیل‌رام بی‌حوصله سرش را بالا گرفت و به فضای میانی تالار نگاه کرد. یک دایره از سلاح های جادویی که ریوند در مرکزیت آن قرار داشت. خب، چه می‌توانست بگوید تا این احمق‌ها از خر شیطان پایین بیایند؟
کمی بعد سنگ‌هایی از سقف باز تالار پایین آمدند و به دایره جادویی پیوستند، گویی جادوگران عنصر خاک کمی کندتر از بقیه آماده می‌شوند! سنگ‌های بزرگ و کوچک دور تا دور فضای بالای سر ریوند را در برگرف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محدثه

    0

    خیلی حال میده 😂

    ۱ ساعت پیش
  • محدثه

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چقدر حال میده واقعا کاری که همه از انجام دادنش می ترسن رو با شجاعت انجام بدی 😂

    ۸ ساعت پیش
  • یاس

    0

    عالی بود،دلم خنک شد خیلی فتنه گربود

    دیروز
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره دخترک بی شعور

    دیروز
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.