پارت چهل و دوم :

ریوند که تا الان در جایش مانده و ترجیح می‌داد وارد بحث و خودنمایی نیل‌رام نشود، متحیر ابرویش را بالا انداخت! از پشت به شنل نیل‌رام نگریست، منظورش از خبر رسانی برای سینا چیست؟ نیل‌رام باری دیگر مقتدر به حرف آمد.
- اعتراف کنید و بخشیده شوید. تنها باریست که می‌توانم در حقتان ارفاق کنم!
ریوند متحیر سرش را سمت جمعیت چرخاند و وقتی شش نفر از میان جادوگران با سری افتاده و بدنی شق و رق جل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.