جادوی کهن جلد سوم | باور به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب
پارت چهل :
فصل یازده
گوی آتشین که داشت با چرخش قدرتمند خود جلوی نیلرام عرض اندام میکرد، توسط جادوگر خود ناپدید گشت و روشنایی بسیار تالار را خاموش نمود. دختر صورتی پوش همانطور که هنوز جلوی نیلرام زانو زده و در حالت تعظیم مانده بود، لبش را نگران گزید و برای آنکه چاپلوسی بانوکای جدید، جادوگر قدرتمند سرای جادو را کرده باشد زبانش را حرکت داد. خیره به سنگ فرشها با لحن موزیانه سخن گفت.
-

لطفا صبر کنید...
کلثوم
0مرسی بابت پارت فاطمه بانو🌺🌺🌺