گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت پنجاه و نهم :
- بچه تو چه جونی داری! یه ساعته عین سونیک سرعت گرفتی، عین خیالتم نیست. دو دقیقه بشینیم اینجا، نفسم گرفت.
به دنبال این حرفش، با خنده روی نیمکتی که سر راهمان است مینشینیم. در همان لحظهی اول، تمام سرمای نیمکت سیمانی به تنم مینشیند و در خود جمع میشوم.
- خوب! تا از سرما نکشتیمون حرف بزن ببینم چه خبره وحید شیرودی.
اخمش همراه لبخند است.
- من که هر پیشنهادی دادم تو وتو کردی. نه کا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zahra
0اینم از شیرین گیان که میخواد بره مدارکو بیاره ازتو شرکت 🥰
۳ روز پیشآنههه
0من صد در صد حتم دارم که شیرین به عنوان حسابدار میره تو شرکت و مدارک رو خارج می کنه...حالا خواهیم دید!
۳ روز پیشم.ر
0بله شیرین بلایی سر خودش نیاره معلوم چیکارهاند😥😥
۳ روز پیشمینا
0وایییی حال حتما شیرین خانم سوپرمن بازی درمیاره
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...
Zahra
0نویسنده جونم چرا پارت جدید نذاشتی برامون؟