پارت پنجاه و نهم :

- بچه تو چه جونی داری! یه ساعته عین سونیک سرعت گرفتی، عین خیالتم نیست. دو دقیقه بشینیم اینجا، نفسم گرفت.
به دنبال این حرفش، با خنده روی نیمکتی که سر راهمان است می‌نشینیم. در همان لحظه‌ی اول، تمام سرمای نیمکت سیمانی به تنم می‌نشیند و در خود جمع می‌شوم.
- خوب! تا از سرما نکشتیمون حرف بزن ببینم چه خبره وحید شیرودی.
اخمش همراه لبخند است.
- من که هر پیشنهادی دادم تو وتو کردی. نه کا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zahra

    0

    نویسنده جونم چرا پارت جدید نذاشتی برامون؟

    ۵ ساعت پیش
  • Zahra

    0

    اینم از شیرین گیان که میخواد بره مدارکو بیاره ازتو شرکت 🥰

    ۳ روز پیش
  • آنههه

    0

    من صد در صد حتم دارم که شیرین به عنوان حسابدار میره تو شرکت و مدارک رو خارج می کنه...حالا خواهیم دید!

    ۳ روز پیش
  • م.ر

    0

    بله شیرین بلایی سر خودش نیاره معلوم چیکارهاند😥😥

    ۳ روز پیش
  • مینا

    0

    وایییی حال حتما شیرین خانم سوپرمن بازی درمیاره

    ۳ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.