پارت پنجاه و دوم :

با تعجب همانطور که روی زمین زانو زده بود،گفت:برو پشت کمد دیواری درو باز کن،و لباس بپوش!! من کار دارم...چه ادایی هستی تو! با صدای بلند گفتم: خواهش می کنم برو بیرون!نمی خوام مثل اون دفعه بشه. با چشمان گشاد شده اش از جا بلند شد و به طرفم خیز برداشت و تا یک قدمیم ایستاد. چون درشت هیکل بود،از این حرکتش جا خوردم اما خودم را از تک و تا نینداختم و با پاهایی لرزان سعی کردم در جایم بمانم. انگشتش را مقابل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    1

    ممنون زیبا بود. پس خوشگل کردی که دل دخترارو بسوزونی که زن شهرام خوشگله ای بلا

    ۳ هفته پیش
  • عطیه

    2

    عالی❤️❤️❤️❤️

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خواهششش

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    1

    نمیری شهرام از این همه عشق نسوزونی دختر رو ! انقدر از خودش جذابیت نشون داده حال همه رو گرفته یه کم به خودت باش مرد! چقدر اخلاقت ت.....میشه آخه من دلم ناز و نوازش میخواد برا آلاله یه تکنیک روان شناسی روش خالی کن آلاله دلمون پوکید

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    واقعااا راست گفتی!

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    1

    من که همیشه نظر میدم مهشاد جون همیشه هستم آنقدر موضوع داستانت تک و نابه که خدا بدونه

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بله عزیزم تو همیشه همراهی...ممنونم ازت...

    ۷ ماه پیش
  • مینا

    1

    چرا یکم نرم نمیشه این موجود؟🙄

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شهرام چقره...چقررررر

    ۷ ماه پیش
  • مهین

    0

    قلمت مانا نویسنده عزی، پس کی به جاهای خوب قصه می رسیم دلم عاشقانه های این دوتا رو میخواد

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    یه کم صبررر آخه معلوم نیست با هم بمونن که عاشقانه داشته باشند.

    ۷ ماه پیش
  • مینا

    1

    اخی عزیزم ناراحت نباش امیدوارم بهترین ها برات پیش بیاد

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    همدان پنداریتون با کاراکترها برام جذااابه

    ۷ ماه پیش
  • Sajede_17

    3

    آلاله عزیزم ناراحتی نداره که انشالله کسی که واقعا دوست داره و میتونه خوشبختت کنه نصیبت شه.

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    چقدر نگرانی ساجده جون

    ۷ ماه پیش
  • ابرا

    1

    دلم عاشقانه می خواد حتی شده به زور بگیره شهرام از آلاله خوشگلمون

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️