از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و سیزده :
*
خط و نشان علی، فقط در ظاهر امر کارساز بود. فهیمه هر روز به خانهی پدری میآمد و هر بار بخشی از لوازم شخصی فرانک را برمیداشت. مدارک شناساییاش، کارتهای اعتباریاش و آخرین تابلویی که کشیده بود را هم برداشته و همه را در صندوق ماشینش پنهان کرده بود. دو سه دست از لباسهای خودش را هم برای او آورده بود تا وقتی به دادسرا و پزشکی قانونی و چنین جاهایی مراجعه میکند، مشکلی برایش پیش
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
برقرار باشی جان دلم🥰❤️❤️
۵ ماه پیشمریم
0رابطه بهمن و فرانک برای من دوست داشتنی هستش امیدوارم در آینده اتفاق خوبی بینشون بیوفته😍
۵ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
فعلا که دارن خوب پیش میرن😁❣️
۵ ماه پیشپرنیا
0آخیششش آروم اروم دارن به جنس اصلش میرسوننش😍
۵ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
فرانک گل❤️❤️
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
1سپاس فاطمه بانوی عزیز خسته نباشی عالی بود قلمت مانا عزیزم❤️❤️❤️❤️❤️