جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت هفتاد :
سر به زیر وارد اتاق شد و همزمان با گرفتن پوکی از سیگار، سر برآورد.نگاهش که به سرِ زیر افتادهی سمیعی که بیهوش بودنش را نشان میداد رسید، اخمی کرد و خودش را به او رساند.سیگار را روی زمین انداخت و حینی که دستش را سمت شانهی او میبرد، گفت:
-هوی، سمیعی؟
تکانی به تن او داد و جوابی که نگرفت، شانهی دیگر او را هم گرفت و همزمان با تکانی دیگر دوباره صدایش زد.
-با توام سمیعی، باز چرا بیهوش ش
لطفا صبر کنید...
فاطمه
0ممکنه که راستین با میثاق کار کنه؟ 🤔