پارت هفتاد :

سر به زیر وارد اتاق شد و همزمان با گرفتن پوکی از سیگار، سر برآورد.نگاهش که به سرِ زیر افتاده‌ی سمیعی که بیهوش بودنش را نشان میداد رسید، اخمی کرد و خودش را به او رساند.سیگار را روی زمین انداخت و حینی که دستش را سمت شانه‌ی او میبرد، گفت:
-هوی، سمیعی؟
تکانی به تن او داد و جوابی که نگرفت، شانه‌ی دیگر او را هم گرفت و همزمان با تکانی دیگر دوباره صدایش زد.
-با توام سمیعی، باز چرا بیهوش ش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    ممکنه که راستین با میثاق کار کنه؟ 🤔

    ۱۶ دقیقه پیش
  • الناز

    0

    اوخیییییی راستین طفلکم طفلک راستینم😢😢😢😢خدا از رو زمین ورت داره عزززززتتتتتتت😒😒😒😤😤😤😤

    ۱ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.