پارت سی و سوم :

چرخیدم. با همان قدم‌های آرام، شمرده و بی‌صدایی که به سمت اتاقِ خواب رفته بودم، به سمتِ خروجیِ راهرو بازگشتم. هیچ عجله‌ای در کار نبود. هیچ وحشتی در قدم‌هایم دیده نمی‌شد. من دیگر آن زنِ درهم‌شکسته‌ای نبودم که دقایقی پیش، از ترسِ جانش در میانِ درختانِ کاج می‌دوید و التماس می‌کرد. من در عرضِ چند ثانیه، هزاران سال پیر شده بودم و به همان اندازه، قدرتمند.

در مسیرِ برگشت، نگاهم به ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مارال

    0

    قدرت قلم، داستان، شخصیت ها، هماهنگی آهنگ با پارت همگی فوق العاده بودن واقعا دیگه حرفی نمیمونه بی نظیر بود

    ۲ ماه پیش
  • Medusa

    0

    جوری که به طرز عجیبی شبیه حامی شد

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    ساناز جان همیشه غافل گیر میکنی ادمو... بازم نمیتونم باقطعیت نظر بدم

    ۳ ماه پیش
  • دنیا

    0

    ادمی که یکبار خیانت کنه بازهم خیانت میکنه و هر بار وقیح تر میشه

    ۴ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    چقدر اهنگ و پارت بهم میومدن کارشو تحسین میکنم حق این ادمای عوضی همینه کاش برگرده پیش حامی

    ۴ ماه پیش
  • Zinb

    0

    هیجان خالص بود این پارت لذت بردم از کار نازلی آفرین دختر

    ۴ ماه پیش
  • سیتا

    0

    ادما همو میکشن با ی حرف ی کار از بین بردن اعتماد و گاهیم اینطور انقد بی رحم خیانت ب اعتماد اطمینان خیانت ب روح ساده و پاک بعضیا🥲

    ۴ ماه پیش
  • سیتا

    0

    بهترین کار حقش بود کاش نلی هم بمیره

    ۴ ماه پیش
  • ملی

    0

    خوب کاری کردی نازلی اونا حقشونه

    ۴ ماه پیش
  • میم کویین

    0

    موش کوچولو شبیه آقا گرگه شد

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    0

    خیلی درناک شد خیلی برای نازلی ناراحت شدم

    ۴ ماه پیش
  • نیا

    1

    وای وای وای باورم نمیشه عالی بود سانازجون لطفا یه پارت دیگه هم بزاز

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!