صدای زنی پشت در به قلم ساناز لرکی
پارت سی و سوم :
چرخیدم. با همان قدمهای آرام، شمرده و بیصدایی که به سمت اتاقِ خواب رفته بودم، به سمتِ خروجیِ راهرو بازگشتم. هیچ عجلهای در کار نبود. هیچ وحشتی در قدمهایم دیده نمیشد. من دیگر آن زنِ درهمشکستهای نبودم که دقایقی پیش، از ترسِ جانش در میانِ درختانِ کاج میدوید و التماس میکرد. من در عرضِ چند ثانیه، هزاران سال پیر شده بودم و به همان اندازه، قدرتمند.
در مسیرِ برگشت، نگاهم به ج
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
Medusa
0جوری که به طرز عجیبی شبیه حامی شد
۳ ماه پیشاکرم بانو
0ساناز جان همیشه غافل گیر میکنی ادمو... بازم نمیتونم باقطعیت نظر بدم
۳ ماه پیشدنیا
0ادمی که یکبار خیانت کنه بازهم خیانت میکنه و هر بار وقیح تر میشه
۴ ماه پیشموفرفری
0چقدر اهنگ و پارت بهم میومدن کارشو تحسین میکنم حق این ادمای عوضی همینه کاش برگرده پیش حامی
۴ ماه پیشZinb
0هیجان خالص بود این پارت لذت بردم از کار نازلی آفرین دختر
۴ ماه پیشسیتا
0ادما همو میکشن با ی حرف ی کار از بین بردن اعتماد و گاهیم اینطور انقد بی رحم خیانت ب اعتماد اطمینان خیانت ب روح ساده و پاک بعضیا🥲
۴ ماه پیشسیتا
0بهترین کار حقش بود کاش نلی هم بمیره
۴ ماه پیشملی
0خوب کاری کردی نازلی اونا حقشونه
۴ ماه پیشمیم کویین
0موش کوچولو شبیه آقا گرگه شد
۴ ماه پیشبهار
0خیلی درناک شد خیلی برای نازلی ناراحت شدم
۴ ماه پیشنیا
1وای وای وای باورم نمیشه عالی بود سانازجون لطفا یه پارت دیگه هم بزاز
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
مارال
0قدرت قلم، داستان، شخصیت ها، هماهنگی آهنگ با پارت همگی فوق العاده بودن واقعا دیگه حرفی نمیمونه بی نظیر بود