صدای زنی پشت در به قلم ساناز لرکی
پارت سی و یک :
سرمای دیماه دیگر فقط یک شرایط جوی نبود؛ یک موجود زنده و درندهخو بود. هیولایی نامرئی که دندانهای یخیاش را از تاروپودِ نازکِ پیراهنِ نخیام عبور میداد و مستقیماً مغز استخوانهایم را میجوید. بدون آن هودیِ ضخیم که در چنگالِ حامی، در آن عمارتِ نفرینشده جا مانده بود، تنها با همان پیراهنِ آستینکوتاه و شلواری که حالا از برف و گل خیس و سنگین شده بود، در کوچههای هزارتوی و تاریکِ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0واییی این اهنگ نویسنده عزیز خاطرات رمان های دیگت زنده شد
۳ ماه پیشدنیا
1نههه اون چیزی که فکر میکنم نباشه😭
۴ ماه پیشNegar
0نمیدونم چرا مغز من اینقدر مریضه ، ولی هی باخودم میگم برگرد پیش حامی
۴ ماه پیشموفرفری
0یعنی اون زنی ک با فرهاد لعنتی بود نلی بود💔حق این دختر این نبود واقعا.. حامی حق داشت باید ایتطور ادما رو نیست کرد
۴ ماه پیشZinb
2نازلی دیگه مرد چه فرقی میکنه جسمش الان به دست حامی کشته بشه یا به دست سرما نازلی تو همون حیاط با دیدن ماشین فرهاد و فهمیدن خیانت بهترین دوستش و همسر سابقش مرد و دیگه زندگیش به پایان رسید
۴ ماه پیشZinb
1یه حسی بهم میگفت این حسادت نلی خوب نیست ولی بهش گوش ندادم وای وایییییییی
۴ ماه پیشنیا
3وای وای ای وای فرهاد با بهترین دوست نازلی بهش خیانت میکرد کاشکی نازلی برگرده پیش حامی و باهمدیگه فرهاد رو سر به نیست کنن
۴ ماه پیشسیتا
0عا والا بهترین گزینه همینه💔😂
۴ ماه پیشسیتا
0اول نلی؛بعد فرهاد🙆 ♀️🥲💔
۴ ماه پیشسیتا
3ن فرهاد ن حامی ن نلی کاش ت خیابون از سرما میمرد
۴ ماه پیشسیتا
1دوست ...تنهاترین دوست...بهترین دوست! :)
۴ ماه پیشسیتا
0خیانت...🥲💔
۴ ماه پیشملی
0وایییی لعنت به فرهاد ، نازلی برگرد پیش حامیییی
۴ ماه پیشمیم کویین
0انقدر شوکه شدم که نمیدونم چی بگم😲😲😲😲😲ایا حالا با آغوش باز برمیگرده به سمت حامی؟هولییییی شیت
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
اکرم بانو
0گفته بودم از این نلی خوشم نمیاد...