جادوی کهن جلد سوم | باور به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب
پارت سی و هشتم :
سپس خیره به ریوند، که مثلا سعی داشت در آن پشتها پنهان شود، در حالی که دستهایش را جلوی خود به همدیگر قفل کرده بود، ادامه داد:
- اهریمن و انسان با یکدیگر ادغام شدهاند و حدسم این است که از طرف سرای جادو کسی با پادشاه اهریمن هم دست است!
سکوت و بعد، هیاهو بالا گرفت. یک راز به همین راحتی برملا شد! در میان سر و صدای حرفهای بقیه و صداهای حیرت آورشان که حقیقت آن راز باورشان نمیشد، ماهان
لطفا صبر کنید...