پارت ششم :

محترمانه مسخره‌ام کرد! عالی‌ست. حتی سبب شد برای بار دوم صدای خنده‌های ریز هری بلند شود!

چشمانم را بستم و سعی کردم آرامشم را حفظ کنم.

روی پاشنه پا چرخیدم و درحالی که به سمت میزم می‌رفتم ناگهان یک جرقه یا شاید هم مثل انیمیشن‌ها یک لامپ درون ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!