پارت ده :

- از کجا آوردی اون همه پول رو؟

سوالی رو که من باید ازش میپرسیدم با لحن وحشتناکی پرسیده بود و حالا با چشم های وق زده مثل گرگی که به طعمه اش نگاه میکنه بهم خیره شده بود.

سینه اش از نفس زدن های عصبیش بالا پایین میشد.

پوزخندی بهش زدم و ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!