پارت سی و نهم :

فصل سی‌و‌نهم
پیدین
صدای غرغر لنی از پشت درِ بسته به گوش می‌رسد، خفه اما کلافه. «نمی‌خوای بجنبی؟ بعضی وقتا جوری رفتار می‌کنی انگار واقعاً یه پرنسسی.»
زیر لب جواب می‌دهم: «خفه شو، لنی. دارم سعی می‌کنم این لباس لعنتی رو جر ندم.»
«دیدی؟ این دقیقاً حرفیه که یه پرنسس می‌زنه.»
چشم‌هایم را در کاسه می‌چرخانم و همزمان شلوار نازک تمرینم را بالا می‌کشم. یک پیراهن نخی گشاد هم رÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️